برای "چهار" سال؛

برای "چهار" سال؛
عاشق زندگیش بود...
برای "چهار" ماه؛
می خندید...
برای "چهار" هفته؛
لبخند میزد...
برای "چهار" روز
ساکت بود...
برای "چهار" ساعت؛
بغض کرد....
و تو "چهار" دقیقه ؛
مرد....
#آیدا_میم
#deep_feeling
دیدگاه ها (۵)

خودمونیما توام قشنگ میخندی :)#DEEP_FEELING

بازرس زل زد به دستهای بسته ی دختر. انگار اون هم تو معصومیت د...

…تداوم در یأس سرانجام شادی می زاید…#البر_کامو#deep_feeling

#آلبر_کامو #میهماندارو چای و یک صندلی آورد. بالدوچی روی نزدی...

تمام عمر منتظر بودیم

در عرض یک دقیقهمی شود یک نفر را خرد کرددر یک ساعتمی شود کسی ...

هر دقیقه به اندازه یک ساعت میگذردهر ساعت به اندازه یک روزهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط