بعد_از_رفتنت !

بعد_از_رفتنت !

 بعدِ رفتنت
هر بار که از پنجره به کوچه نگاه میکنم،
برایم دست تکان میدهی
با چمدانی که
همه چیز را بُرد

حتی همین کوچه را،
همین پنجره را،
چشم هایم را،
ادامه ی این شعر را...


Fムhɨma sムdaイ
دیدگاه ها (۲)

سال ها بعد رفتنت...هربار که از پنجره ب کوچه نگاه میکنم.برایم...

ادامه²وقتی مقابل جونگ‌کوک ایستاد، نگاهش به کیسه‌ی خرید افتاد...

....پارت بیستم....

پدرم نیست ...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

فاصله یک لبخند تا جنون

جنگل نفرین شده پارت ۱۳

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۷: وقتی قصر بالاخره نفس کشیدچند لحظه بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط