چند سالِ دیگر

چند سالِ دیگر
باید بگذرد تا من در مرور تمامیِ خاطره های برباد رفته ام
وقتی آرام و مهربان از کنارت رد میشوم
که پُرم از حرف؛
گلایه ها؛
دلتنگی هایی که بیخِ گلویم چسبیده؛
و دوست داشتن هایِ نگفته...
تنم نلرزد...
بغضم نگیرد؛
و یک جا فروکش نکنم؟
چقدر دیگر باید بگذرد
آنقدر قوی باشم
که وقتی از کنارت رد میشوم
بی هوا در آغوشت پناهنده نشوم؟
دیدگاه ها (۳)

‌محبوبم!کاش می توانستم، تنهایی ام را بیاورم کنارِ تنهاییِ شم...

عجیب شباهتی داشتی با دریادریا نیز غرقش که می شوی پس ات می زن...

دلم می خواست کسی باشدکه مرا بلد باشد.بلد بودن مهم تر از عاشق...

عجیب نیستدر این زمین گردمیانچند میلیارد آدمهمیشه یکی است که ...

سونگمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط