خسته‌تر از آنم

خسته‌تر از آنم

که لیوانی چای

آرامم کند

آغوش گرم ترا می‌خواهم

در جنگلی ناشناس

وقتی که آسمان

از لا‌به‌لای شاخه‌ها

سرک می‌کشد ...


دیدگاه ها (۳)

بازیگر ماهری بودی در صحنه زندگیحرفه ای بازی کردیو من غرق در ...

"ﺑﻌـﻀـــﮯ ﻭﻗـــﺖ ﻫـــــــﺎ ﺷـــــــﺎﯾــــــــــﺪ" ...

نه زمین‌شناسمنه آسمان‌پردازگرفتارمگرفتار چشم‌های تویک نگاه ب...

آغوشت "جنگ ویتنام" است؛هرکه رفت یا برنگشتیا اگر برگشت دیوانه...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سال...

پروانه جان

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

تک پارتی اسم: سایه های مخمل و باروتدرکوچه های باریک و همیشه ...

سناریو: ماه سرخ

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط