جیمین با شنیدن صدای پدرش با حوله دور کمرش از اتاق بیرون دوید و ...

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓹𝓪𝓻𝓽 11
جیمین با شنیدن صدای پدرش با حوله دور کمرش از اتاق بیرون دوید و با پدر عصبانیش و یونگی که روی زمین بود و دماغ خونیش رو میمالید مواجه شد.
-پ-پدر!
-اون گربه شپشو رو کجا قایم کردی؟!! هان؟!!
بی اهمیت سمت یونگی دوید.
-حالت خوبه؟!
-اون عوضی در رو کوبید تو دماغم!!
-تو کی هستی و توی خونه پسر من چیکار میکنی؟!
جیمین رفت کلی دستمال برای یونگی اورد ولی با یونگی و پدرش که داشتن همدیگه رو تا سر حد مرگ کتک میزدن مواجه شد.
-بس کنین!!!!!
...
یخ رو روی دماغ یونگی فشار میداد.
-اخخ!بدش به خودم!
-پس رفتی هرزه یکی شدی؟! میدونستم هیچی ازت در نمیاد!
-این حرومزاده-
یونگی خواست مشت دیگه ای تو صورتش بکوبه که جیمین دستش رو گرفت.
-من هرزه اش نیستم..اون-
-گربشم!
-مستی؟ داری هزیون میگی...
-گوش هام رو نمیبینی؟
به یونگی نگاه کرد.
-تل گوش گربه گذاشتی فکر کنه گربه ای تا پیشش بمونی و هرزت باشه؟ هوشمندانس
-گوش های خودمه... من یه هیبریدم
-یونگی!! نه!!
-هیبرید؟
بلند شد و گوش و دم یونگی رو کشید.
یونگی چنگی بهش زد و محکم دستش رو گاز گرفت.
-اخ!! تو... واقعا یه هیبریدی!!!! واو جیمینااا پسر خودمی! میدونستم عقلت کار میکنه!! میدونی چقدر پول گیرمون میاد؟!
-پدر لطفا هر فکری تو سرتونه رو دور بندازین! اون یه انسا-
-اگه بفروشیمش میلیاردر میشیم!!!
و گوشیش رو در اورد.
-پدر!! نه!!! نمیتونین این کارو کنین!!!
گوشی رو گرفت.
-پسش بده پسره ی احمق!!!
و سعی کرد گوشی رو بگیره.
قبل از اینکه فرار کنه پدرش موهاش رو کشید و چاقوی کوچکی زیر گلوش گذاشت.
-اون گوشی رو بده به من!!
یونگی تبدیل به گربه شد و جلو پرید و ناخن های گربه ایش رو توی گردن مرد فرو کرد ولی مرد گردنش رو محکم فشار داد و گوشه ای پرتش کرد.
از گردنش خون میرفت و چشماش سیاهی میرفت ولی همچنان میخواست گوشیش رو پس بگیره.
-یونگی!!! نه!!!
پدرش روش پرید و خواست گوشی رو بگیره که ناخواسته چاقوی کوچکش دقیقا زیر قلب جیمین که داشت بی وقفه میکوبید فرو رفت.
بدنش شده بود ولی گوشی رو به قدری محکم پرت کرد که شکست.
پدرش با وحشت به جیمین غرق در خون و دستای خونیش نگاه کرد و عقب عقب رفت.
-ی-یونگی... ن-نفروشش پدر... ن-نه... م-من... م-من دوسش دارم!
~~~~
اینم یونمین که قولشو داده بودم
like:150
دیدگاه ها (۷۷)

حاجی هرکی فن ارت از تهکوک داره بیاد پیوی

بچه ها برید کانالش عضو شیننننتوی بله اس... اگه تعداد زیادی ع...

فالوش کنین این گوگولی رووو@narmila.93

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐بعد از پماد زدن به مارک کبودش توی تخت خوابو...

³my monthپارت³¹⁴:³⁰تلویزیون روشن بود و برنامه ای درحال پخش ب...

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓟𝓪𝓻𝓽 3جیغ بلندی کشید و عقب رفت. -توی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط