( بوسه دردناک )

( بوسه دردناک )
پارت ۶۶


افکارش با صدا زنگ خونه خراب شد سپس با قدم های آهسته سمته در هجوم برد به سالن نرسیده بود صدای را شنید به سمته در هجوم برد و با دیدن هوسوک لبخندی زد ... به دیوار کنارش تکیه داد سپس دست به سینه به هوسوک و ته مین خیره شد
هوسوک بوسه ای رو گونه ته مین خندون گذاشت سپس از روی زمین بلند شد
الکس. : خوش اومدی هوسوک
هوسوک نرم خندید
هوسوک: ممنونم .. تهیونگ اینجاست ؟
ته مین زود تر از مادرش گفت .: اله خوابه
الکس خندید سپس با لحن ناز گفت .. الکس : بفرمایید ..
هوسوک بعد از کشیدن کتش وارد سالن شد سپس روی مبل نشست
الکس روبه‌رو اش نشست و ته مین روی زمین مشغول کشیدن نقاشی اش شد ... هوسوک : چطوره راحتین ؟
الکس نفسی کشید و ناخودآگاه به یاد روز تلخی افتاد همین امروز سپس با لحن کمی ناراحت گفت
الکس : آره خوبه ... زود تر با لحن کمی عوض اش گفت
الکس : چی میخوری ؟
هوسوک با لبخند و زبون در دهانش ور‌ رفت سپس گفت .... هوسوک: امم یه قهوه شیرین
الکس با لبخند جوابش را داد سپس سمته آشپزخانه قدم برداشت نزدیکی سالن و آشپزخانه کم بود و به خوبی افرادی در آشپزخانه مشغول آشپزی را میدید هوسوک تکیه به مبل گفت..
هوسوک: ته کجاست ؟
الکس لیوان را روی اپن گذاشت سپس دستگاه قهوه ساز را روشن کرد و لیوان را زیرش قرار گذاشت
الکس : خواب بود فکر کنم بیدار شده البته شاید
کمی منتظر ماند سپس لیوان به دست سمته هوسوک رفت و روبه رو اش نشست ...
تهیونگ: چی شده هوسوک ؟
حضور تهیونگ دید هر دو را سمت خودش جلو کرد .. شلوار مشکی گشاد و تیشرت آبی رنگ موهای شلخته کنار هوسوک نشست الکس از وجودش و همچنین از خوشتیپی اش لبخندی زد سپس به زمین خیره شد
هوسوک : سلام خوبی .. همون جور که خواستی برگه رو آوردم
تهیونگ خم شد و از هوسوک برگه را دریافت کرد سپس سری تکون داد و گفت ... تهیونگ: باشه ممنون چرا این وقت شب آوردیش
هوسوک: این دور ورا یه کاری داشتم گفتم امانتی ترو هم بیارم هم سری به الکس و ته مین بزنم
الکس : ممنونم کاش برای شام می‌آمدی
هوسوم با لبخند گفت ... هوسوک: نه دیگه مزاحم نمیشم ولی باید یه شب غذا های خوشمزه‌ات رو بخورم
دیدگاه ها (۱)

بوسه دردناک )پارت ۶۷ الکس نرم خندید سپس گفت الکس : چشم حتما ...

( بوسه دردناک)پارت ۶۸ ته مین دست رو دست تهیونگ که رو سرش بود...

( بوسه دردناک )پارت ۶۵ نرم لبخندی زد و با مهربانی گفت الکس :...

استوری درخواستی

چندپارتی یونگی

پارت ۲۰ — «انتقام با یک لیوان آب»جونگکوک سریع یک قدم عقب رفت...

چندپارتی جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط