‌هم بی‌قرارِ نرفتن خویش و

‌هم بی‌قرارِ نرفتن خویش و
هم بی‌تو نماندن از این پاے بسته، خسته‌ام!!!
دارم کلافه از کنارِ این همه آدمی 
گذشته‌ی سنگین هزار مگوے گریه را می‌گذرم...
می‌خواهم چیزے بگویم 
آشنایی نیست...
می‌خواهم آوازے بخوانم 
خلوتِ دلبخواهی نیست...

"سیدعلی_صالحی"
دیدگاه ها (۱۱)

به من فراموشی هدیه کن...سپس سفر کن اگر می خواهی!!!"نزار_قبان...

در برابر چشمانم نیستی،اما تمام آن‌چه می‌بینمتویی..."محمد_حما...

مشکل از جایی شروع شد که یک مشت آدمِ اشتباه ؛با هم به زیرِ سق...

آدم هایِ بی معرفتی هستیم !زود برایِ هم تکراری می شویم ،زود ا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

بارها آن نام مقدس عشق را تکرار میکنم به ذهن یادآور میشوم که ...

سناریو یاندره هانما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط