تنها بودن آنقدرها هم بد نیست

تنها بودن آنقدرها هم بد نیست؛
فرصت می­کنی کمی با خودت خلوت کنی،
از خودت بپرسی خوابت می­آید یا نه.

خودت را به تخت بری
و به خواب بزنی تا ببینی وقتی که خوابی، خودت را می­بوسی یا نه.

صبح کمی زودتر از خودت بیدار شوی
و برای خودت چای دم کنی،
خودت را دعوت کنی سر میز
و یک لقمه بزرگ کره و عسل برای خودت بگیری.
شاید حتی وقت کنی کفش­های خودت را جلوی پایت جفت کنی
و پشت پنجره بایستی
و برای خودت دست تکان بدهی،
تمام خانه را مرتب کنی که وقتی برگشتی از خودت استقبال کنی،

اما اگر هوا تاریک شد و خودت برنگشتی؟!...
باید به تمام آشناها زنگ بزنی
و سراغ خودت را بگیری.
گاهی هم باید کمی نگران خودت بشوی...

#سمانه_سوادی

Delnevesht
https://telegram.me/wisgooniha
دیدگاه ها (۹)

من از حروف گریزان و واژه ها از من سکوت می کنم ،این آخرین صدا...

من آه شدمابر شدمباریدمتو ولی باخبر از حال بدم، خندیدی...#لیل...

چقدر.. چقدر جای من در بین کتاب های تاریخ خالی ست!!! بس که با...

چشم های تو آبی نیستوگرنه حتما در آنها غرق می شدم سیاه نیستوگ...

part.1۰.(سه سال بعد)&سه سال ازوقتی که جی یون رفت می گذشت اما...

سیل‌بند رو قبلِ سیل می‌بندن…وگرنه وقتی سیل از راه رسید، هر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط