بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست شصت🍷🔪


با مشت زدم به شونه اش
+باشه عوضی باشه ولی من هیچی ندارم..

_چی؟
منظورم و نگرفته بود
یا شایدم گرفته بود و خودش و میزد به اون راه

جیغ زدم
+مایو ندارم

خندید
_بدون مایو بهتره، مایو نمیرارع قشنگ ل ذ

دستم و گرفتم جلوی دهنش که ادامشو نگه
آخ
داشتم از خجالت آب میشدم
مگه درک میکرد؟

دستم که رو لبش بود و بوسید آروم
که کنار کشیدم دستمو سریع و آب شدم ...

ولی حالا که اون شیطنت میکرد من چرا نمیکردم؟

من چرا دیوونه ای نکنم؟

سرم و بردم کنار گوشش
جوری که نفسام بهش بخوره

لب زدم
+جدی میگین جناب؟

میدونستم حساسه..دیوونه میشه

مکث کرد
سیبک گلوش معلوم شد و بعد گفت
+نریز...کرم نریز

آروم خندیدم
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شصت یک🍷🔪+کرم نمی‌ریزم کهعه جدی این ز...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شصت دو🍷🔪به دیدن استخر دهنم باز موندم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست پنجاه نه🍷🔪+نمیخوام با ابروهای بالا ر...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست پنجاه هشت🍷🔪 پس گرمته!بریم استخرتای آ...

پارت ۲۲بعد از اون جمله‌ش…دیگه رسماً نمیتونستم درست نفس بکشم....

.. MY DOOL.. بعد اینکه صبحونمون رو خوردیم سفره رو دو تا یی ج...

همخونه اجباری... پارت 79."ویو ملیس"ساعت نزدیک شش عصر بود.بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط