بعدش ات از اتاق کوک رفت تو اتاق خودش خودش رو پرت کرد روی
بعدش ات از اتاق کوک رفت تو اتاق خودش خودش رو پرت کرد روی تخت چند دقیقه خواب رفت
جونگ کوک تو اتاق . دید ات این جوجه خودش رو جمع کرد
خوابیده
جونگ کوک رفت پیش ات تا بیدارش کنه
وقتی چندتا تکون داد به ات .
ات این حشری ها پاشد .
کوک. پاشو به خودت برس میخوام برم پیش ننه بابام
ات. ولم کن ( افتاد رو تخت)
جونگ کوک. یک خنده کن گل
ات. مرگ
کوک . پاشوووووو
ات. باشه برو بیرون میام
کوک. خدمتکار ها رو می فرستم تا خر پوستی و آرایشت کنن
ات. منظورت روتین پوستی
کوک. حالا هرچی { رفت بیرون}
ات. این پسره راستی راستی یک چیزی هست
کوک. شنوفتم چی گفتی هااا
ات. هیچی
چندتا خدمتکار آمدن تا روتین خری به قول جونگ کوک 😅و میکاپ
خدمتکار ها هم روتین پوستی ات رو انجام دادن و میکاپش بهش لباس دادن رفتن
ات لباسش رو پوشید رو آمد بیرون ( عکسش رو میزارم)
جونگ کوک تا ات رو دید چشماش پر برق شد
کوک. بریم زن قشنگم
ات. تا دیروز بهم می گفتی خ.ر حالا قربون صدقم میری
کوک. حرف الکی نزن
ات. مگه سادیسم داری
کوک. ات یکاری نکن بزنمت
ات. جرعت داره بزن
کوک......
ات .🤣🤣
رفتیم سوار ماشین کوک شدیم حرکت کردیم
۳ ساعت بعدددددد
ات. نرسیدم
کوک. یک رب دیگه تموم
ات. نمخوام کجا داریم می ریم
کوک. اخبار رو یک بار میگن
ات. ایشششششش
بعددددد یک رب
کوک. رسیدیم
ات. اخ پاهام
کوک. این همه دروغ بسه دیگه
ات. پسره مهر مارررر
کوک. دستم رو بگیر بریم تو
ات. ایششش من بمیرم با تو ازدواج کنم
تازه اجباری
کوک. من یک زمانی بهت علاقه نداشتم ولی الان دارم
رات . یک خواب راحت برام نذاشتی
کوک. حقته......
خب بچه ها اینم از فیک ممنون ۴۳ بودیم حالا شدیم ۴۷ ممنون از شما ها شب هم میزارم😘☺
جونگ کوک تو اتاق . دید ات این جوجه خودش رو جمع کرد
خوابیده
جونگ کوک رفت پیش ات تا بیدارش کنه
وقتی چندتا تکون داد به ات .
ات این حشری ها پاشد .
کوک. پاشو به خودت برس میخوام برم پیش ننه بابام
ات. ولم کن ( افتاد رو تخت)
جونگ کوک. یک خنده کن گل
ات. مرگ
کوک . پاشوووووو
ات. باشه برو بیرون میام
کوک. خدمتکار ها رو می فرستم تا خر پوستی و آرایشت کنن
ات. منظورت روتین پوستی
کوک. حالا هرچی { رفت بیرون}
ات. این پسره راستی راستی یک چیزی هست
کوک. شنوفتم چی گفتی هااا
ات. هیچی
چندتا خدمتکار آمدن تا روتین خری به قول جونگ کوک 😅و میکاپ
خدمتکار ها هم روتین پوستی ات رو انجام دادن و میکاپش بهش لباس دادن رفتن
ات لباسش رو پوشید رو آمد بیرون ( عکسش رو میزارم)
جونگ کوک تا ات رو دید چشماش پر برق شد
کوک. بریم زن قشنگم
ات. تا دیروز بهم می گفتی خ.ر حالا قربون صدقم میری
کوک. حرف الکی نزن
ات. مگه سادیسم داری
کوک. ات یکاری نکن بزنمت
ات. جرعت داره بزن
کوک......
ات .🤣🤣
رفتیم سوار ماشین کوک شدیم حرکت کردیم
۳ ساعت بعدددددد
ات. نرسیدم
کوک. یک رب دیگه تموم
ات. نمخوام کجا داریم می ریم
کوک. اخبار رو یک بار میگن
ات. ایشششششش
بعددددد یک رب
کوک. رسیدیم
ات. اخ پاهام
کوک. این همه دروغ بسه دیگه
ات. پسره مهر مارررر
کوک. دستم رو بگیر بریم تو
ات. ایششش من بمیرم با تو ازدواج کنم
تازه اجباری
کوک. من یک زمانی بهت علاقه نداشتم ولی الان دارم
رات . یک خواب راحت برام نذاشتی
کوک. حقته......
خب بچه ها اینم از فیک ممنون ۴۳ بودیم حالا شدیم ۴۷ ممنون از شما ها شب هم میزارم😘☺
- ۳۵.۱k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط