part

part7
♤خب چرا از اول نمیگی(خندید)
+(خنده)
+خب من برم بالا بیام برای شام (داشت میرفت از پله ها بالا)
♡هانا جان
+بله خاله

♡هانا می تونم بیام بالا یکم باهات حرف بزنم
+اره میتونید بیاد بالا بفرمایید
♡اومدم(بلند میشه و پشت سر هانا میاد بالا و داخل اتاقش میره)
+خب خاله چیزی شده
♡خاله میدونی که من داخل کره ازدواج کردم و رفتم امریکا و یک پسر دارم
+اره خاله
+خاله چیزی شده اتفاقی افتاده
♡هانا جان تو این پسر رو ندیدی ولی میشناسیش
+چی من میشناسمش
♡اره خاله و امشب میاد خونتون
+خاله من که پسری  نمیشناسم
♡چرا خاله بیاد متوجه میشی
ویو تهیونگ
به مامانم که زنگ زدم ادرس خونه ی خاله ام رو بگیرم فهمیدم خونه ی هانا هست و به مامانم گفتم که میدونه ولی مامان گفت نه پس رفتم حاضر شدم و سوار ماشینم شدم
+خاله ازش عکس داری
♡اره(عکسش رو به هانا نشون میده)
+اینکه تهیونگه
♡اره هانا جان
+خاله یعتی تهیونگ پسرخاله ی منه
♡اره هاناجان
+خاله میشه بری بیرون
♡اره (رفت)
ویو هانا
سریع به تهیونگ زنگ زدم و به تهیونگ گفتم بعد خود تهیونگ هم گفت خودش تازه فهمیده منم گفتم خوبه ولی باید جیکار کنیم جلوی اونا اونم گفت مثل همیشه با هم رفتار میکنیم و منم گفتم باشه و خندیدیم و تماس رو قطع کردم و رفتم حاضر شدم(عکسش رو میذارم)و ارایش ملایمی کردم و موهام رو باز گذاشتم و رفتم پایین
♡قشنگ خاله
+بله خاله
♡برای کی انقدر خوشگل کردی
+خب....خاله میدونید پسرخاله من دوست پسر من هست و بخاطر همین برای تیهونگ جونم این کار رو کردم
♤چی!؟
+چیزی گفتید خاله
♤مگه تو با  ته وون ۲ سال نبودی(پسر خاله ی دیگه هانا)
+چرا خاله ولی مثل اینکه خبر ندارید ته وون به من خیانت کرده
=اره ماهورا خانم( ماهورا اسم خاله ی هانا هست)
♤چی هانا جان این امکان نداره
+خب خاله مگه خودش امشب نمیاد
♤چرا میاد
+خب وقتی اومد ازش بپرسین
♤اها باشه
دینگگگگ(زنگ خونه)
+من میرم در رو باز کنم
+سلام عشقم
-سلام عروسکم
+بیا تو
-باشه قشنگم
+خوش اومدی
-ممنون
-سلام به همگی
÷سلام عزیزم
-سلام خاله جان
=سلام اقا تهیونگ کی میاین خواستگاری دخترم
-سلام پدرجان ببخشید مزاحم شدم
=نه این چه حرفیه
♡سلام پسرم
-سلام مادر
دینگگگ(زنگ خونه)
(بچه ها علامت ته وون اینه~ و علامت دوست دختر ته وون اینه◇)
+من میرم
~سلام
◇سلام به دختر زشته
+سلام و زشته هم خودتی دخترک چاپلوس و وقتی وارد شدید در هم ببندید
-هانا عروسکم چیزی شده
+نه عشقم الان میام
~سلام به همه
♤سلام پسرم، این کیه
◇دور دونه ی ته وونم، مگه نه عشقم(باحالت لوسی)
-ته وون چه دوست دختری گیر اوردی
~اوهوم
-حداقل
~حداقل چی؟
-از دوست دختر من بهتر نیست
~ههه خواهیم دید
-تو که دور دونه داری به هانا چیکار داری(چقدر کنایه دار)
+تهیونگ شی بیا بریم بالا
-باشه بریم(و وارد اتاقشون شدن)
♤پسرم
~بله
♤بیا اینجا(عصبی)
~باشه(شکاک)
♤مگه تو دیروز به من نگفتی با هانا رفتی بیرون هاااا(عصبی و یکمی داد)
÷خواهر جان این موضوع مال چند سال پیشه
فلش بک به موقع روزی که ته وون به هانا میگه خیانت کرد
+وای ته وون هوا امروز خیلی خوبه نه(با خوشحالی)
~اوهوم
+ته وون میشه یک چیزی بگم
~اوهوم
+چرا انقدر سرد شدی با من
من کاری کردم
~نه ولی من کردم
+چه کاری
~به تو
خیانت کردم و رفتم با کسی که ارزشش از تو بیشتره
+چی؟(اشک روی چشماش ریخت)
~چی و مرز خداحافظ(رفت)
+با گریه کنان رفت خونه
پایان فلش بک
♤این الکیه ابجی
÷ابجی جان این موضوع راسته
~عه مامان چقدر نگرانی تازه الان هانا دوست پسر داره
♤موضوع این نیست
~پس چرا انقدر شلوغش میکنی
♤خفه شو پسره از خود راضی(به ته وون سیلی زد)
تو به من دروغ گفتی و الان به شدت از دستت عصبانی هستم
+مگه من نمیگم داخل عمارت من داد نزنید(با داد )
♤عه هاناجان بگو که این دروغه
+خاله همه ی ایناها راسته و من از ته وون خوشم نمیاد و تمام(عصبی)
-هانا اروم باش وقتی عصبی میشی حتی با اینکه من یک مردم میترسم
+عه باشه
بیاین شام بخوریم (عصبی)
-میشه به جای اینکه عصبی باشی لبخند بزنی
+اره(لبخند)
◇وای خدا ته وون عشقم ناراحت نباش(میاد سمتش و لب ته وون رو ببوسه)
~بیا عشقم
+هوی ته وون
~چیه
نکنه دلت برام تنگ شده
+نه دلم اصلا تنگ نشده اگه میخواین این کار رو بکنی برو تو اتاق مهمان
~باشه
پس ما شب شام نمیایم
+-چه بهتر
+-(لبخند)
+مامان داداش کجاست
÷اون دوستش اونده بود رفتن خونه اش بازی کنن
+اها اون هو باشه بیاین شام
ویو هانا
شام رو خوردیم و رفتم بالا لباسام رو عوض کردم و لباس خونگی پوشیدم و داشتم  ارایشم رو پاک میکردم که مامانم و تهیونگ اومدن داخل اتاقم
+چیزی شده
عااااا....راستی نیما اومد
÷اره ولی یک اتفاق افتاده
ولی در مورد نیما نیست.
+چیشده
دیدگاه ها (۱)

استعداد کراشمه

سلام به بیبی های خودم😘نمی خوام دیگه فیک عشق من رو ادامه بدم ...

سلام به بیبی های 😘قراره پارت جدید رو بزارم 💋پس حمایت و لایک ...

سوال پست:یک جمله ای داخل کامنت بگو که من بتونم بدون دروغ بهت...

Part6عشق من(اسم داداش هانا نیما هست)=نیما مگه من نگفتم که با...

ازدواج اجباری/part16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط