.

.
با دردهای دور و نزدیکم هماهنگم
بدجور افسار جهان در رفته از چنگم

آن قدر در تنهایی خود غرق هستم که
آیینه می گوید برایش مایه ی ننگم!

دارم شبیه هشت سالِ وحشت از دشمن
با عُقده های عدّه ای دیوانه می جنگم

دل می بُرم از دوستان همدلِ دیروز
دل می بَرَم از دشمنان صاف و یکرنگم

بگذار تا پشت سرم هیِ صفحه بگذارند
تا حک شود در ذهن شان معنای آهنگم

می ترسم از روزی که بشکافد سرِ یک دوست
با ضربه ی بی اختیارِ آخرین سنگم

از زندگی خیری ندیدم، ساده می گویم:
این روزها تنها برای مرگ دلتنگم

امید صباغ نو
دیدگاه ها (۷)

مهدی اخوان ثالثبه دیدارم بیا هر شبدر این تنهایی تنها و تاریک...

یاد بگیریم...از محبت دیشب پدر نگوییم درحضور کسی که پدرش در آ...

" خدا "ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ " ﻋﻤﺮ ﺩﻧﯿﺎ " ﺳﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪﮔﻠﻮﯼ ﺧﺸﮏ ﺻﺤﺮﺍﯾﯽ ...

این شهر از حوری اگر چه ازدحام استوقتی که می بینم تو را کارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط