مانده حسرت بر دلم، در زیر باران، باز هم

مانده حسرت بر دلم، در زیر باران، باز هم
دست تو در دست من، در آن خیابان، باز هم

بے خیالِ چتر و بارانے و پوتین و ڪلاه
بے خیالِ درد و رنجِ روزگاران، باز هم

صدای خنده‌هات شنیده در سکوت شب‌های سرد
گرمای دست‌های تو، بهترین درمان، باز هم

چشم در چشم هم دوخته، در میان خیابان‌ها
این عشق بی‌پایان، قصه‌ی دل‌نواز، باز هم

در هوای نم‌زده‌ی شب، با تو قدم می‌زنم
زیر باران عاشقی، دل به دل، باز هم

لحظه‌ها چون موج دریا، می‌خورند بر ساحل
اما من و تو ماندیم، بی‌هراس و بی‌غم، باز هم



#اخرین_پست #عاشقانه #خاص #دلتنگی #جانان #دلتنگتم #ستایش_قلب_سربی #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #لایک_بازنشر_یادت_نره #تنهایی #عشق_جان
⠀‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‎‌‌‎‎‌‎‌‌‎‎‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎ ‌‌‎‌‌‎‌‌‍
دیدگاه ها (۱۲)

آخرین شب‌های تابستان استو آخرین شب‌بیداری‌های برگ‌های سبز خی...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

قسمت هشت

خیال بباف، نفس بکش، #کتاب بخوان، ذوق کن. به هر شکلی که می‌شو...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط