خون

خون
پارت چهار
ات ویو :
رسیدیم خونه لینا هم با هامون اومده بود .
رفتم پیش بابا و بهش گفتم واقعا قاتله یا نه
ب ت: ببین ات من قاتل خانواده اشم و به خاطر این اونارو کشتم که میخواستن
تورو بکشن دستت و نگاه کن
ات دستش رو نگاه میکنه جای زخم بود
جیمین ویو:
اعضا داشتن به مشاوره میدادن
که یهو یادم افتاد ات عاشق گربه هست
ج ن: فهمیدم
ک ک : چی رو
ج ن : راه اینکه چجوری ات رو بدست بیارم
دیدگاه ها (۰)

بچه ها فیک خون هست اونو میخوام سریع تموم کنم یه فیک دارم ناب...

خون پارت آخر ن ن: خب باید چیکار کنیم ج ن: (براشون توضیح میده...

بچه ها فیک جیمین و یونگی بود شخصیت جیمین درواقع شما ها هستید...

بچه ها ات ساعت ۵ عصر تعطیل شده

𝓪𝓻𝓽۳۴ـــــــــــــــویو رسیدن ات و یونجون به خونهات: ممنون ک...

پارت ۷ که جین انگار یه چیزی یادش اومد و با صورتی سوالی و ترد...

𝓹𝓪𝓻𝓽 30ویو فردا صبح پاشدم موهامو که انگار برق گرفته بودو درس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط