𝓹𝓪𝓻𝓽 29

𝓹𝓪𝓻𝓽 29
ات سوار ماشین شد و رفت
ات ویو
چقد این پسرا چندشن ایشش ولی یونجونو کای.. هیچی ولش کن ایشششش
رسیدم هنوز اعضا نیومده بودن هنوز یه ساعت مونده بود تا اعضا بیان پس یکم رفتم تو گوشی تا نیم ساعت گذشت رفتم پیتزا خریدم و برگشتم گذاشتم رو میزو نوشابه هارو گذاشتمو اینا خلاصه یه ساعت گذشت و اعضا اومدن
ات: سلام
اعضا: سلام
جیهوپ: آی کل بدنم درد میکنه
جیمین: من گشنمه
جیمین: اوو (نویسنده: تیکه کلام جدیدم)ات اینارو کی خریدی
ات: نیم ساعت پیش
کوک: بریم بشینیم بخوریم
ــنشستن سر میز
نامی: میدونین الان چی میچسبه؟
ته: چی؟
نامی: آبجو
جین: من میارم
*(جین روبروی ات نشسته و نامیم کنار جین)*
ات یهو خودشو میندازه رو دست جین
ات: نهه؛ ناسلامتی یه عضو زیر سن قانونی دارینا
نامی: راست میگه بشین بشین نمیخواد
کوک: نگاشون کنا من زیر سن قانونی بودم اینا میخوردن به من نمیدادن
ات: من با تو فرق میکنم(خنده)
خلاصه گفتنو خندیدن
ـــــــــــــــویو بعد شام
همه نشسته بودنو داشتن فیلم میدین
ات: راستی بچه ها فردا میاین خونه من
ته: خب اینجا هستیم دیگه
ات: نه میخوام بیاین اونجا
نامی: ساعت چند
ات: ده و نیم شب
کوک: باشه
ات: شب بخیر
ات رفت بخوابه
ات رفت تو اتاق و زنگ زد به یونجون
فلش بک به وقتی ات از کافه اومد بیرون
ات داشت سوار ماشین میشد
یونجون دوید پیش ات
یونجون: ات ات
ات: بله؟
یونجون: این شماره منه کاری داشتی زنگ بزن
ات: اوکی، بای
سوار ماشین شد
ـــــــــــــــویو زمان حال
ات: الو
یونجون: سلام ات
ات: سلام یونجون خوبی؟، میگم میشه فردا بعد تمرین بیای خونم کایم بیاری؟
یونجون: اصلا فردا خودمون برت میگردونیم
ات: باشه خدافظ
قطع کرد و خوابید
ویو فردا...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
خدا حمایت نکنندگان را دوست ندارد ☆
اومدم با پارت جدید اینترنتم تموم شده بود و بعدش رفتم کلاس تازه اومدم خونه ☆
دیدگاه ها (۳)

#سناریوموقعیت: وقتی دعوا میکنین باهم و میزننت و تو میخوای تل...

سناریوموقعیت: وقتی میخوری زمین و بهشون نگاه میکنی که نخندن. ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 28ــــــــــفردا ویوـ ات ویوامروز ساعت چهار از تمرین بر...

𝓹𝓪𝓻𝓽27ات ویو کای صدام کرد برم پیشش بردم یه جای خلوتکای: ات م...

𝓹𝓪𝓻𝓽 23ات ویورفتم تو دیدم اعضا نیستن رفتم کل خونرو گشتم ات:ا...

𝓹𝓪𝓻𝓽13ات ویو رسیدیم شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه هرکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط