آن قدر جاے خالیت اینجاست،
آن قدر جاے خالیت اینجاست،
که کنارم دراز مےکشد،
برایم قصه میگوید،
سربرشانه ام میگذارد:
وگاه باهم ،
گریه مےکنیم...
آن قدر به نبودنت،
عادت کرده ام،
که اگریک روز بیایے،
دلم براے
جاے خالے ات تنگ مےشود،
دلم براےدلتنگیپے ات،
دلم براےآوازهایے،
که جاے خالے ات مے خواند..
هم دوست دارم که بیایے
هم میترسم که بیایے..
که کنارم دراز مےکشد،
برایم قصه میگوید،
سربرشانه ام میگذارد:
وگاه باهم ،
گریه مےکنیم...
آن قدر به نبودنت،
عادت کرده ام،
که اگریک روز بیایے،
دلم براے
جاے خالے ات تنگ مےشود،
دلم براےدلتنگیپے ات،
دلم براےآوازهایے،
که جاے خالے ات مے خواند..
هم دوست دارم که بیایے
هم میترسم که بیایے..
- ۲.۰k
- ۲۷ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط