فصل اول پارت اول
فصل اول پارت اول
نام فیک/رمان: تهکوک
کوک: امروز رفتم خونه ی بهترین دوستم تهیونگ، من و تهیونگ عاشق همیدگه هستیم
(علامت ها: تهیونگ: + جونگ کوک: - جیمین: $ یونگی: ¥ نامجون: ¢ جین: € هوسوک: £)
+ جونگ کوکیییییی
_ تهیونگیییی دلم برات تنگ شده بود، یونتان کجاست؟ حالش خوبه؟
+ منم همینطور جونگ کوک شی، یونتان اینجاست، آره حالش خوبه، بم رو آوردی؟
_ آره آوردم
+ من یونتان رو صدا میکنم تو هم بم رو صدا کن که بازی بکنن باهم، ماهم باهم گیم بزنیم
_ باشه، بم
(بم اومد)
+ یونتان
(یونتان اومد)
(یونتان و بم باهم بازی میکردن)
- وای خدااااااا چقدر نازننننننن
+ ذوق زده شدی؟
- مگه میشه ذوق زده نشم؟
+ هعی خدا
_ چیشده؟
+ خیلی خسته شدم
- چرا؟
+ از صبح تا شب باید کار بکنم هی به من زنگ میزنن و...
- چرا؟
+ ما مافیا هستیم دیگه، مگه یادت نمیاد؟
_ آهاااااااا آره یادم اومد
+ هعییییی ذهن که نیست، مورچه هست
_ کوفتتتتتت
+ خب راست میگم دیگه
_ تو غلط میکنی راست بگی
+ میکشمت
_ من ملدم برات باشه؟
+ عه عه خدانکنه
- آخه تو چرا اینقدر کیوتیییی؟ هاااااا؟ فدات بشم من آخههههه
+ خدانکنه، تو بهترین دوست منی
- واقعا من بهترین دوستتم؟
+ معلومه که بهترین دوست من هستی
- اوه
+ چیشده؟
- میگن باید بریم پیش اعضا چون یکی داره جاسوسی ما رو میکنه
+ جدی؟ اون کیه؟
- آره، نمیدونم اون کیه
+ آخه چجوری نمیدونی؟
- مگه به من گفتن که کی هست؟ اونا اصلا خودشون هم نمیدونن جاسوس کی هست بیان به من بگن؟
+ عه یادمون رفت بریم گیم بازی بکنیم
_ مگه تو یک چیز رو یادت میمونه؟
+ این چه ربطی داشت؟
- یک ربطی داشت که به تو ربطی نداره
+ دِ آخه گوساله
- گوسفند
+ بزمجه
- مرض
+ کوفت
- آخه بچ تو چه کار به من داری؟
+ به من میگی بچ؟ مگه تو خرمگسی؟
- عه عه عه جیمین اومد
+ وات؟ جیمین اینجا چیکار تو دعوتش کردی؟ دِ آخه مغز خر خوردی؟
- آره، نمدونم، نه من دعوتش نکردم، تو خوردی
$ سلام بر رفقااا، خیلی دلم براتون تنگ شده بود، عررررررررررررررر اصلا باورم نمیشه
+ - اوههههههه اصلا باورمون نمیشد تو هم میای
(مالک ته یانگ: همه ی اعضا اومدن البته با گروه های دیگه ولی ناگهان سویون و این یوپ و کیتلین و تانوس و نایکا و یانگ هی و اون وو و چند نفر دیگه اومدن که باهاشون در پارت ها و فصل های دیگه آشنا میشویم)
نام فیک/رمان: تهکوک
کوک: امروز رفتم خونه ی بهترین دوستم تهیونگ، من و تهیونگ عاشق همیدگه هستیم
(علامت ها: تهیونگ: + جونگ کوک: - جیمین: $ یونگی: ¥ نامجون: ¢ جین: € هوسوک: £)
+ جونگ کوکیییییی
_ تهیونگیییی دلم برات تنگ شده بود، یونتان کجاست؟ حالش خوبه؟
+ منم همینطور جونگ کوک شی، یونتان اینجاست، آره حالش خوبه، بم رو آوردی؟
_ آره آوردم
+ من یونتان رو صدا میکنم تو هم بم رو صدا کن که بازی بکنن باهم، ماهم باهم گیم بزنیم
_ باشه، بم
(بم اومد)
+ یونتان
(یونتان اومد)
(یونتان و بم باهم بازی میکردن)
- وای خدااااااا چقدر نازننننننن
+ ذوق زده شدی؟
- مگه میشه ذوق زده نشم؟
+ هعی خدا
_ چیشده؟
+ خیلی خسته شدم
- چرا؟
+ از صبح تا شب باید کار بکنم هی به من زنگ میزنن و...
- چرا؟
+ ما مافیا هستیم دیگه، مگه یادت نمیاد؟
_ آهاااااااا آره یادم اومد
+ هعییییی ذهن که نیست، مورچه هست
_ کوفتتتتتت
+ خب راست میگم دیگه
_ تو غلط میکنی راست بگی
+ میکشمت
_ من ملدم برات باشه؟
+ عه عه خدانکنه
- آخه تو چرا اینقدر کیوتیییی؟ هاااااا؟ فدات بشم من آخههههه
+ خدانکنه، تو بهترین دوست منی
- واقعا من بهترین دوستتم؟
+ معلومه که بهترین دوست من هستی
- اوه
+ چیشده؟
- میگن باید بریم پیش اعضا چون یکی داره جاسوسی ما رو میکنه
+ جدی؟ اون کیه؟
- آره، نمیدونم اون کیه
+ آخه چجوری نمیدونی؟
- مگه به من گفتن که کی هست؟ اونا اصلا خودشون هم نمیدونن جاسوس کی هست بیان به من بگن؟
+ عه یادمون رفت بریم گیم بازی بکنیم
_ مگه تو یک چیز رو یادت میمونه؟
+ این چه ربطی داشت؟
- یک ربطی داشت که به تو ربطی نداره
+ دِ آخه گوساله
- گوسفند
+ بزمجه
- مرض
+ کوفت
- آخه بچ تو چه کار به من داری؟
+ به من میگی بچ؟ مگه تو خرمگسی؟
- عه عه عه جیمین اومد
+ وات؟ جیمین اینجا چیکار تو دعوتش کردی؟ دِ آخه مغز خر خوردی؟
- آره، نمدونم، نه من دعوتش نکردم، تو خوردی
$ سلام بر رفقااا، خیلی دلم براتون تنگ شده بود، عررررررررررررررر اصلا باورم نمیشه
+ - اوههههههه اصلا باورمون نمیشد تو هم میای
(مالک ته یانگ: همه ی اعضا اومدن البته با گروه های دیگه ولی ناگهان سویون و این یوپ و کیتلین و تانوس و نایکا و یانگ هی و اون وو و چند نفر دیگه اومدن که باهاشون در پارت ها و فصل های دیگه آشنا میشویم)
- ۳.۸k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط