Kim Mansion

part:14

تهیونگ در سمت کمک رانندهرو برای گوکی باز کرد و گوکی سوار شد تا برن به فروشگاه بزرگ عروسک سؤل
وقتی رسیدن دوتا بادیگارد باهاشون امده بودن چون کی بود که خانواده ی کیم رو نشناسه
گوکی یه جغد دید و فورا بلندش کرد

ـ ته ته اینو میخوام

ـ گوکی ببین این عینکش شکسته

تهیونگ به جونگکوک نگاه کرد و بعد به جغدی که عینکش شکسته بود

ـ نه گوکی همینو میخواد

ـ بیبی ببین یه عالمه ازین بی نقص تر هست

ـ اینم بی نقصه!

ـ باشه بیب باشه عصبی نشو اصلا همینو می گیریم
.

.

.

.
ـ کیم تهیونگ این همه عروسک خراب شده چیه اینجا؟

جین روبه کوه عروسک های ناقص ایستاده بود سونگمین یکهو امد تو و چشماش گرد شد

ـ واو گوکی براشون اسم گزاشتی؟

ـ نوچ

ـ چطوره بگیم هانی بیاد اینجا تا باهم اسماشون رو انتخاب کنیم؟

ـ ارهههه.....ته ته بگو هانی بیاد اینجا

ـ هانی کیه؟

ـ جین لینو رو یادته؟

ـ اره تو و لینو و چان باهم صمیمی بودید

ـ خوب هان دوست پسر لینو هست که اونم سی دی دی داره

ـ اهان

ـ ته ته بهش بگو

ـ باشه الان بهش زنگ میزنم...مینی میخوای به چان بگم بیاد اینجا؟

ـ اره لطفا

ـ اوکی الان زنگ میزنم ولی اول شام
.

.
هان و سونگمین و جونگکوک کنار عروسک ها بودن و داشتن براشون اسم انتخاب می کردن
بنگچان و تهیونگ و لینو هم روی تخت گوکی بودن و سرشون تو گوشی بود

ـ بچه ها اگر وقتی داری یکی رو به فاک میدی و بعدش از سوراخش خون میاد چه معنی داره؟

لینو خیلی عادی گفت انگار داره یه چیز رندوم میگه

ـ خوب یا سوراخش پاره شده یا یه چیزی داخل سوراخش رو زخم کرده

ـ اهان مرسی

ـ هی ته تو با جونگکوک رابطه داشتی

ـ نه چان نداشتم

ـ خوب میدونم چه حسی داری فکر میکنی شاید ازش بترسه و تو چون تو سکس سادیسم داری بهش اسیب بزنی؟

ـ دقیقا

ـ ببین وقتی عاشق کسی باشی هیچوقت بهش اسیب نمیزنی هیچوقت اینو بدون

و اون شب تهیونگ کلا توی فکر بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
این پارت برای اسرار های زیاد و تولد یکیتون بود🥳🎊
بچها ببخشید ولی لطفا خیلی برای پارت های بعدی اسرار نکنید چون اگر نزارم عضاوه وجدان میگیرم برای گذاشتن پارت هم خیلی خستم فردا دو پارت از یونمین رو میزارم و پس فردا دو پارت از تهکوک و با این روند میریم جلو
لطفا برای اسرار هاتون عذر خواهی نکنید
عاشقتونم از ته قلبم میگم
دوستون دارم✨
مواظب خودتون باشید😽
دیدگاه ها (۵۷)

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕ویو اِریاصدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر ...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

این یه فیک خیالیه سر شیپ هیت نده.ممنون Part_2_شاهد نیمه شب ع...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

شاگرد لوس من

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۷| سؤالی درباره‌ی...

پارت چهارم: خونِ دو خاندانصدای قدم‌ها پشت سرشان نزدیک‌تر می‌...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط