دلم می‌خواست؛

دلم می‌خواست؛
بین شب‌ها و روزهات،
بین دست‌ها و نفس‌هات،
بین بوس‌ها و لب‌هات؛
چنان سرگردان شوم
که نفهمم دنیا کدام طرف می‌چرخد...
.
📝 عباس_معروفی
.
.
دیدگاه ها (۱)

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

دلم کمی کودکی می خواهد...کمی بچگی ، بی خیالی ، بی نگرانی برا...

یه چیز هست توی صدات، یه لرزشِ خاص که باهاش دلم آروم می‌گی...

سلام✨ حضرت گره گشا،مهدی جان.زندگی هایمان فقط دست و پا زدن در...

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

✅✅✅♦️شده؟ تا حالا شده...شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی؟همه ...

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

«گولش» بزن...امیرالمؤمنین سلام الله علیه:براى عبادت كردن، نف...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط