گفتی مرا نبوس ، به قرآن نمی شود

گفتی مرا نبوس ، به قرآن نمی شود
من باشم و تو باشی و باران ... نمی شود

اصلاً بیا قواعدمان را عوض کنیم
دیگر نگو میان خیابان نمی شود !

بگذار باد روسری ات را تکان دهد
آخر بدون زلف پریشان نمی شود

باید لبان سرخ تو را دانه کرد و خورد
این بیت ها برای کسی نان نمی شود

می خواستم که شعر بگویم برای تو
می خواستم که شعر ... ، کماکان نمی شود...
دیدگاه ها (۱۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

نزدیک پاییز است

آن پیچکهای یاغی

🦢 پارت سی‌ویکم | حقیقت پدرلیانا هنوز جلوی در ایستاده بود.— ی...

پارت ۸ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا انیا و دامیل تنها شدن گ...

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط