چشمانِ تو٬ وقتی سَرِ احسان ندارد

چشمانِ تو٬ وقتی سَرِ احسان ندارد
با تو سخن گفتن دگر ٬ امکان ندارد... باید کشم بر گرده ام٬ دَردِ فراقت
عاشق دراین درماندگی٬ سامان ندارد

رفتی دلم را با نگاهِ خود شکستی
قلبی که بشکسته ٬ دگر درمان ندارد

قدری وفا را پیشه کن٬ لولی وشِ مست
این شیوه ی عاشق کُشی ٬ برهان ندارد

آخر چرا !؟ با من چنین ٬ نامهربانی!
عاشق که طاقت بر چنین تاوان ندارد

دستم بگیر و با نگاهت همرهم کن
زیرا که دیگر زانوانم٬ جان ندارد 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂
دیدگاه ها (۱)

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

این مناظره شعری با شعر ” آزار ” سیمین بهبهانی شروع می شود : ...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

< گله از یار دل آزار >ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر ا...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

❗️ سرلشکر محسن رضایی خطاب به آمریکا: برای تکرار شکست‌های باس...

😶‍🌫️

ایگ نکن پلیز

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط