بازی هایت را سرم در آوردی

بازی هایت را سرم در آوردی

  گرفتنی ها را گرفتی

  دادنی ها را دادی

  حسرت ها را کاشتی

  زخم ها را زدی

  دیگر بس است

  چون چیزی نمانده بگذار بخوابم

  محتاج یک خواب بی بیدارم...!!!
دیدگاه ها (۱)

تمام شعرهای عاشقانه هایم را باید بسوزانمتا از حرارتش کمی گرم...

چـقـدر سـخـت اسـتیـــار را . . .بـا یـــار . . .دیـــدن . . ...

..

..

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...[هیونگ لاین]نامجون:با تک...

I want to love you forever part 2

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

میبخشی پارت ۴

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

وقتی یه ام‌وی،دلیل شروع احساساتتون بود...¹۱۲ ساله ارمی هستی....

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط