مدتهاست

مدتهاست
تصمیم گرفته ام
هر گاه کسی را نخواستم
یا از او رنجیدم
یا دلم را شکست

به یادروزی باشم که ممکن است
هرگز در دنیا نباشد
ان روز را مرور میکنم
انقدر که نبودنش را باور کنم
بعد در ذهنم برایش غمگین میشوم
و
شاید یک عزاداریِ ذهنی

وبعد ارزو میکنم کاش
بود واز او میگذشتم

بعد به خودم میگویم
حالا او هست پس ببخش وفراموش کن

از بخششم
شاد میشوم
واز بودن او شادتر
به همین راحتی
این فرمول ارامش من است
دیدگاه ها (۱)

مرد فقیری از خداسوال کرد:چرا من اینقدر فقیر هستمخدا پاسخ داد...

میگن خواب یه مرگ کوتاهه ولی چه فرق عجیبی است بین"مرگ"و"خواب"...

تسلیم نخواهم شد !زندگی می کنم ...برای رویاهایی که منتظرند به...

1 _ بهترین هدیه برای پدر عزت است.2_ بهترین هدیه برای مادر اح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط