من شمع جان‌گدازم تو صبح جان‌فزایی

من شمع جان‌گدازم تو صبح جان‌فزایی
سوزم گرت نبینم میرم چو رخ نمایی

نزدیک این چنینم دور آن‌چنان که گفتم
نی تاب وصل دارم نی طاقت جدایی

#ندایی_نیشابوری
دیدگاه ها (۵)

همه‌ی شمایی که امشب دورید از آن‌که دوستش داریدو هیچ‌کس، دستی...

در من دخترکی زندگی می کند که بهانه گیری هایش تمامی ندارد ......

زمان قرعه ی نو می زند به نام شما خوشا که جهان می رود به کام ...

من که اصرار ندارم، تو خودت مختاری یا نرو یا که بمان یا نگهت ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط