نوروز شد ولی دل من نو نمی شود

نوروز شد ولی دل من نو نمی شود
یک بوده ای همیشه و یک، دو نمی شود!

بیهوده دست و پا زدم از غم رها شوم
مرداب من دچار تلالو نمی شود

میخواستم فرار کنم با تو از خودم
بن بست تو که کوچه در رو نمی شود!

صدها غزل سرودم عزیزم برای تو
در عصر ما سروده که کادو نمی شود!

از (تو) برای قافیه ام خسته ام ولی
هر کار می کنم نشود (تو) ، نمی شود!

رامین و ویس و لیلی و مجنون فسانه بود
شیرین ما که عاشق خسرو نمی شود!
دیدگاه ها (۳۱)

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهمبگذار در جدا شدن از یار جان ...

چه روزها به شب آورده ام در این امیدکه با وجود عزیزت شبی به ر...

باز آمد شب و باز عادت بی خوابی من باز پر گشته ز عطرت شب مهتا...

گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار مک...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟬راشل: گو وون! بلند شو. مرب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط