من برای حذفِ هیچکس، تیغ کینه به دست نگرفتم؛ من فقط شاهدِ
من برای حذفِ هیچکس، تیغ کینه به دست نگرفتم؛ من فقط شاهدِ خودکشیِ آنها در “مسلخِ بیصداقتی” بودم. آدمها با هر بار شکستنِ قولهایشان، تکهای از تصویرِ زیبایِ خود را در من تراشیدند، تا جایی که دیگر جز یک “غریبهیِ مخدوش” چیزی باقی نماند. حذف کردن، کارِ آدمهایِ ضعیف است؛ اما من بگذار و بگذرهایم را به دستِ “زمان” و “رفتارِ آدمها” سپردم. حقیقت ساده است: وقتی ریشهیِ اطمینان خشک شود، درختِ رابطه، خود به خود و بیهیچ هجومی، فرو میافتد
- ۸.۳k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط