وقتی گونه‌ات را بر ساعدت تکیه می‌دهی

وقتی گونه‌ات را بر ساعدت تکیه می‌دهی
باران از راست به چپ می‌بارد ،
خورشید از چپ به راست طلوع می‌کند
و خطِ فارسی از پایین به بالا نوشته می‌شود ...
و من گم می‌کنم دستِ چپ و راستم را
وقتی تو
کهرباهای دوگانه‌ی چشمانت را به من می‌دوزی ...
دیدگاه ها (۷)

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

صبح روز بعد، ات وقتی از اتاقش بیرون آمد، انتظار داشت مثل همی...

پارت 6 ویو آتدو روز از مسابقه گذشته بود.آت بالاخره احساس می...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

شخصیت های توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر

سناریو جونگکوک

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

.......//برده ی زیبا//.......

پشت نگاه سردت — پارت ششمویو آتوارد خونه شدیم. واقعاً قشنگ بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط