سرخپوستی پیر به نوه خود گفت:

سرخپوستی پیر به نوه خود گفت:
فرزندم، درون ما بین دو گرگ، کارزاری برپاست. یکی از گرگ ها شیطان به تمام معنا، عصبانی، دروغگو، حسود، حریص و پست،
و گرگ دیگری آرام، خوشحال، امیدوار، فروتن و راستگو.
پسر کمی فکر کرد و پرسید:
پدر بزرگ کدام یک پیروز است؟
پدر بزرگ بی‌ درنگ گفت:
همانی که تو به آن غذا می‌ دهی...
*مراقب باشید که کدام گرگ درونتان را غذا میدهید
دیدگاه ها (۵)

یارو تو تاکسی میگه مسئولین خیلی دزدن, بغلیش میگه درست صحبت ک...

روزی بهلول در قبرستان بغداد کله مردگان را تکان می داد، گاهی ...

‏حسن اینجا که بیابونه، اصن بارون نمیاد، چرا درخت میکاری؟+ابر...

اربول یک درخت سرو است که در مرکز شهر سانتا ماریا در کشور مک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط