آهسته گفت...خداحافظ

آهسته گفت...خداحافظ
و در را آهسته بست و رفت
آدم ها چه راحت وظیفه ی خودرا به گردن خدا می اندازند *
دیدگاه ها (۱)

با آن لب شیرین چه دهی پاسخ تلخم*نیکو نبود پاسخ تلخ از لب شیر...

پروانه صفت چشم براو دوخته بودم*وقتی که خبردار شدم سوخته بودم...

ملک الموت رفت پیش خداگفت سبحان ربی الاعلییک طبیب هست اندر ای...

سالها کنار جاده ها نشستم و عابران برای پای پینه بسته ام کفش ...

گردن من انداختی من شدم ادم بده💔😴من هرکاری کردم واسش انقدر را...

خداحافظ.......

من واقعا نژادپرستی و درک نمی کنم همه ی آدم ها خوشگلن تاکید م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط