𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:24
+بله نارو داخلم بیا تو
نارو اومد داخل و تعظیم کرد...
*ارباب گفتن برای شام بیایید پایین
+باشه، سارانگ چی؟
*ارباب جوان پایین هستن
+اومدم
*با اجازه
رفتی پایین و دیدی سارانگ سر میز شام نشسته...
روبه روش نشستی....
&نونا، شوهرت نمیاد پایین؟
+نمیدونم....
بعد از چند مین یونجون اومد پایین....
هر دو بلند شدین....
+سلام
&سلام
-اوه سلام....تو باید کیم سارانگ باشی درسته؟
&من؟ بله من کیم سارانگم
-من چوی یونجونم شوهرخواهرت....میتونی منو هیونگ صدا کنی
&ب...باشه ه...هیونگ
-بیایید بخوریم
همه نشستید.....
غذا تقریبا داشت تموم میشد که....
-خوشحالم هردوتون اینجایین
+&ممنونم
✅
𝘱𝘢𝘳𝘵:24
+بله نارو داخلم بیا تو
نارو اومد داخل و تعظیم کرد...
*ارباب گفتن برای شام بیایید پایین
+باشه، سارانگ چی؟
*ارباب جوان پایین هستن
+اومدم
*با اجازه
رفتی پایین و دیدی سارانگ سر میز شام نشسته...
روبه روش نشستی....
&نونا، شوهرت نمیاد پایین؟
+نمیدونم....
بعد از چند مین یونجون اومد پایین....
هر دو بلند شدین....
+سلام
&سلام
-اوه سلام....تو باید کیم سارانگ باشی درسته؟
&من؟ بله من کیم سارانگم
-من چوی یونجونم شوهرخواهرت....میتونی منو هیونگ صدا کنی
&ب...باشه ه...هیونگ
-بیایید بخوریم
همه نشستید.....
غذا تقریبا داشت تموم میشد که....
-خوشحالم هردوتون اینجایین
+&ممنونم
✅
- ۱۲۵
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط