#نفرتی_عاشقانه
#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟗
کت شلوار به رنگ طوسی بود، شلوارش بگ گشاد بود و کتش ساده با دو دکمه و یک کمر بند از پشت، خیلی ساده ولی شیک و مدرن بود باب میل جونگکوک.
کنار کت شلورای که جونگکوک انتخاب کرده بود یک دونه شبیهش اما به رنگ مشکی بود.
چشمای جونگکوک برقی زد از زیباییه اون کت شلوار.
تهیونگ که دیگه کلافه بود پوکر گفت.
تهیونگ:هووف جونگکوک بیا برگردیم خونه اینجا هیچی پیدا نمیشه.
جونگکوک:بیا بریم اونجا.
تهیونگ:حوصله داریاااا بیا برگردیم من دیگه نمیکشم.
جونگکوک:خرس گنده خجالت بکش از اون موقع به من میگفتی، الان داری میگی بریم، بیا تا اونجا بریم اگه چیز مناسبی پیدا نکردیم برگردیم خونه.
تهیونگ:هووف باشه.
هردو به سمت مغازه رفتن و وارد شدن.
صاحب مغازه:سلام اقای کیم خوش اومدید( تعظیم)
تهیونگ فقط سری تکون داد ولی جونگکوک پراش ریخته بود.
جونگکوک:اقای کیم؟
تهیونگ:کل این پاساژ مال منه.
جونگکوک:مال توعه؟( متعجب)
تهیونگ:اره کل این لباسا از برند منن.
جونگکوک:پشماممممم.
تهیونگ:حالا پشمات نریزه بیا یچی انتخاب کن.
جونگکوک:اقا میشه اون کت شلواری که پشت ویترین هست رو بدین( روبه مغازه دار)
صاحب مغازه:اونی که کمر بند داره؟
جونگکوک:بله.
صاحب مغازه کت شلوار رو اورد و به جونگکوک داد.
جونگکوک خیلی ازش خوشش میومد.
جونگکوک:امم میشه شبیه همین مشکی شو هم یک سایز بزرگ تر بدین.
مغازه دار:بله حتما.
تهیونگ:سلیقه ت قشنگه ولی یکی دیگه شو واسه کی میخای؟
جونگکوک:واسه تو.
تهیونگ:هان؟
جونگکوک:تعجب نکن هیونگ بیا بپوش اگه خوشت نیومد اونوقت حرف بزن.
تهیونگ:ولی_
جونگکوک:ولی و اما نداریم همین که گفتم، ته بیا اورد.
جونگکوک کت شلوار دیگه رو هم میگیره و میده به تهیونگ.
جونگکوک:خب تهیونگ برو بپوش بیا بیرون منم میرم پرو کنم.
و بدون هیچ حرفی هردو پسر رفتن به سمت اتاق های پرو، بعد از چند دقیقه هردو همزمان اومدن بیرون.
جونگکوک با دیدن هیونگ خوشتیپش دهنش وا موند.
تهیونگ که وقتی جونگکوک رو دید اصلا باورش نمیشد انقدر این نوع استایل به جونگکوک بیاد.
بالاخره سکوت بینشون به دست جونگکوک شکسته شد.
جونگکوک:واوو هیونگ چه خوشتیپ شدی بهبه.خوشبحال کسی که زن تو شه.
تهیونگ:هه توهم خیلی خوشگل شدی جونگکوکی ولی زیادی اغراق کردی( خنده)
جونگکوک:اغراق نیست حقیقته. ( خنده)
مغازه دار:خب همینارو میخرین؟
نویسنده:🤣🤣
تهیونگ:میخرین چیه مردک من خودم صاحب کل این لباسام.
مغازه دار:ببخشید قربان یادم رفت.
تهیونگ:جونگکوک اگه خوشت اومده بخریم.
جونگکوک:میخریم ولی من تنها نه باهم میخریم اون مال تو اینم مال من.
تهیونگ:ولی کوک شبیه همن.
جونگکوک:خب باشن تازه خیلی ام خوبه، باهم ست میکنیم مگه نه.
تهیونگ:حرف بدی هم نمیزنی بهم میاد.
جونگکوک:معلومه که میاد سلیقه ی منه هااا حالا هیونگ میشه باهم ست کنیم توروخداااا همیشه خیلی دوست داشتم یبار با یکی لباسامو ست کنم( مظلوم)
تهیونگ که قیافه ی جونگکوک رو دید قند تو دلش اب شد ولی خیلی ریلکس گفت.
تهیونگ:قبوله ولی من مشکی توهم طوسی.
جونگکوک:ای من قربونت تهیونگ، الان این میشه اولین لباس ستمون، وای چقدر تو نامزدی دخترا جذبمون بشن ماهم ردشون کنیم( خنده)
تهیونگ:دیوونه شدی پسر اروم باش اونقدر قیافه ای نداری که بخای فاز بگیری( خنده)
جونگکوک:هرچی ام باشم از توی الدنگ قشنگترم( اعتماد بنفس خنده)
ادامه دارد..............
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟗
کت شلوار به رنگ طوسی بود، شلوارش بگ گشاد بود و کتش ساده با دو دکمه و یک کمر بند از پشت، خیلی ساده ولی شیک و مدرن بود باب میل جونگکوک.
کنار کت شلورای که جونگکوک انتخاب کرده بود یک دونه شبیهش اما به رنگ مشکی بود.
چشمای جونگکوک برقی زد از زیباییه اون کت شلوار.
تهیونگ که دیگه کلافه بود پوکر گفت.
تهیونگ:هووف جونگکوک بیا برگردیم خونه اینجا هیچی پیدا نمیشه.
جونگکوک:بیا بریم اونجا.
تهیونگ:حوصله داریاااا بیا برگردیم من دیگه نمیکشم.
جونگکوک:خرس گنده خجالت بکش از اون موقع به من میگفتی، الان داری میگی بریم، بیا تا اونجا بریم اگه چیز مناسبی پیدا نکردیم برگردیم خونه.
تهیونگ:هووف باشه.
هردو به سمت مغازه رفتن و وارد شدن.
صاحب مغازه:سلام اقای کیم خوش اومدید( تعظیم)
تهیونگ فقط سری تکون داد ولی جونگکوک پراش ریخته بود.
جونگکوک:اقای کیم؟
تهیونگ:کل این پاساژ مال منه.
جونگکوک:مال توعه؟( متعجب)
تهیونگ:اره کل این لباسا از برند منن.
جونگکوک:پشماممممم.
تهیونگ:حالا پشمات نریزه بیا یچی انتخاب کن.
جونگکوک:اقا میشه اون کت شلواری که پشت ویترین هست رو بدین( روبه مغازه دار)
صاحب مغازه:اونی که کمر بند داره؟
جونگکوک:بله.
صاحب مغازه کت شلوار رو اورد و به جونگکوک داد.
جونگکوک خیلی ازش خوشش میومد.
جونگکوک:امم میشه شبیه همین مشکی شو هم یک سایز بزرگ تر بدین.
مغازه دار:بله حتما.
تهیونگ:سلیقه ت قشنگه ولی یکی دیگه شو واسه کی میخای؟
جونگکوک:واسه تو.
تهیونگ:هان؟
جونگکوک:تعجب نکن هیونگ بیا بپوش اگه خوشت نیومد اونوقت حرف بزن.
تهیونگ:ولی_
جونگکوک:ولی و اما نداریم همین که گفتم، ته بیا اورد.
جونگکوک کت شلوار دیگه رو هم میگیره و میده به تهیونگ.
جونگکوک:خب تهیونگ برو بپوش بیا بیرون منم میرم پرو کنم.
و بدون هیچ حرفی هردو پسر رفتن به سمت اتاق های پرو، بعد از چند دقیقه هردو همزمان اومدن بیرون.
جونگکوک با دیدن هیونگ خوشتیپش دهنش وا موند.
تهیونگ که وقتی جونگکوک رو دید اصلا باورش نمیشد انقدر این نوع استایل به جونگکوک بیاد.
بالاخره سکوت بینشون به دست جونگکوک شکسته شد.
جونگکوک:واوو هیونگ چه خوشتیپ شدی بهبه.خوشبحال کسی که زن تو شه.
تهیونگ:هه توهم خیلی خوشگل شدی جونگکوکی ولی زیادی اغراق کردی( خنده)
جونگکوک:اغراق نیست حقیقته. ( خنده)
مغازه دار:خب همینارو میخرین؟
نویسنده:🤣🤣
تهیونگ:میخرین چیه مردک من خودم صاحب کل این لباسام.
مغازه دار:ببخشید قربان یادم رفت.
تهیونگ:جونگکوک اگه خوشت اومده بخریم.
جونگکوک:میخریم ولی من تنها نه باهم میخریم اون مال تو اینم مال من.
تهیونگ:ولی کوک شبیه همن.
جونگکوک:خب باشن تازه خیلی ام خوبه، باهم ست میکنیم مگه نه.
تهیونگ:حرف بدی هم نمیزنی بهم میاد.
جونگکوک:معلومه که میاد سلیقه ی منه هااا حالا هیونگ میشه باهم ست کنیم توروخداااا همیشه خیلی دوست داشتم یبار با یکی لباسامو ست کنم( مظلوم)
تهیونگ که قیافه ی جونگکوک رو دید قند تو دلش اب شد ولی خیلی ریلکس گفت.
تهیونگ:قبوله ولی من مشکی توهم طوسی.
جونگکوک:ای من قربونت تهیونگ، الان این میشه اولین لباس ستمون، وای چقدر تو نامزدی دخترا جذبمون بشن ماهم ردشون کنیم( خنده)
تهیونگ:دیوونه شدی پسر اروم باش اونقدر قیافه ای نداری که بخای فاز بگیری( خنده)
جونگکوک:هرچی ام باشم از توی الدنگ قشنگترم( اعتماد بنفس خنده)
ادامه دارد..............
- ۱.۲k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط