ویو آت

ویو آت
بعد ۱۰۰ تا شلاق ولم کرد با کمک بال هام بلند شدم
حداقل آروم تر میزدی
" که چی
هوف همین دیروز ۱۲۰ تا زدی بهم
"درد داری؟
هوف دارم از درد میمیرم ولی بهش نمی‌گم

+ ا..اکیه
"از قیافت مشخصه
+ میگم خوبم.

آروم بلند شدم و رفتم بیرون که صدای عربده جونگکوک کل عمارت و برداشته بود هوف چیشده باز؟ لنگ لنگان رفتم سمت اتاقش درو باز کردم که دیدم داره همه چیو میشکنه و دستاش زخم شده
ا..ارباب
-چته باز دلت میخواد عین سگ بزنمت؟
+ د..دستت
به دستش نگاه کرد و پوزخند زد
-خب که چی؟
+ کمک میخوای؟

دلم براش سوخت و خواستم کمکش کنم
-یه نفر میخواد به خودت کمک کنه
+ من خوبم
-حالت و نپرسیدم و برام مهم نیست(ترسناک و عصبی)

ویو جونگکوک
وقتی اومد تو اتاق رد شلاق رو بدنش پیدا بود این بچه چی از جونم میخواد. با داد گفتم
-گمشو بیرون

چنان عربده ای زد و با عربده حرفاشو گفت که تو جام قفل شدم

+ هیسسسس ببند دهنتو مرتیکه روانی خون کل اتاق و گرفته همینطور ادامه بدی دستت....(عربده سگی)
پریدم وسط حرفش
-چته هان؟
رفتم سمتش و از موهاش گرفتم و سرشو تکون دادم و تو گوشش داد زدم
-بگو دیگه چی میخوای ازم که فاز پرستار گرفتی(عربده)
بیهوش شد و افتاد رو شیشه ها


شرایط
۳۰ لایک
۱۴ کامنت درباره فیک عالی،بعدی نباشه هاااا درباره فیک حرف بزنید
۹ بازنشر
۵فالو
دیدگاه ها (۲۶)

سااینککمغمکنلتدوتلابتنناهم ببخشید....باید بگم...۸۰۰ تایی شدن...

ویو آتاره تخصیر منه خوشم اومد بهش از سر تا پا نگاه کردم و پو...

ویو نینا رفتن بیرون اب حموم و باز کردم و رفتم جلوی پنجره.÷هو...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁶⁰با تعجب به رفتنش نگاه میکردم... جیمین: دق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط