نمازش که تمام شد, چادرش را تا کرد و گذاشت توی سجاده, رفت

نمازش که تمام شد, چادرش را تا کرد و گذاشت توی سجاده, رفت ,سرخاب سفیدابی کرد و موهایش را پریشان کرد و وارد مهمانی شد.......فرشته لبخند تلخی زد و گفت: فقط خدا برایت نامحرم بود....
دیدگاه ها (۴)

سلام دوستان, صبح زیباتون بخیر, امیدوارم روز به یاد ماندنی رو...

بدون شرح...... بی زحمت خودتون یه شرحی واسش تو ذهنتون درست کن...

زندگی میکنم, حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم , چون این زن...

منطق بعضی دختر خانم ها در آرایش کردن, همان منطق نقاشی های دو...

«کیس مارک» **#درخواستی #تک پارتیصدای الارم اتاق را گرفت زود ...

ناپلئون گمشده(فصل اول)

دوپارتی ☆......p.1با موهای شلخته در هم امیخته و با قیافه ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط