ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم

ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم

هر جا که پا میزارم تورو اونجا میبینم

یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه

تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد

گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد

حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب

چرا بیصدا شده لب قصه های خوب

من که باور ندارم اون همه خاطره مرد

عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد

آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده

یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه
دیدگاه ها (۴)

من هیچ نمی خواهم ...تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لح...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

من دل به غم تو بسته دارم ای دوستدرد تو به جان خسته دارم ای د...

به سلامتـــــی اونـــی کــه بــرای داشتنـــش لازم نیــــست ....

حجم اهمیت ندادنا و بی‌مهریا و فکرا روی دوشم سنگینی میکنه انگ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "57"☆ویو هانا☆دستم بی‌اختیار لرزید.همون مردی بود ک...

part:29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط