زمستان...

زمستان...
یک تـو می‌خواهد...
یک تو که دستانش را بشود...
بی هیچ دلهره‌‌ای گرفت...
یک تو که بشود
این خیابان‌های یخ زده را
گرم قدم زد...
دیدگاه ها (۵)

بچگی هایِ شما هم ؛دیدنِ جلدِ براقِ وِیفِر ، حال عجیبی داشت ؟...

خاطرات خیلی عجیبند ...گاهی اوقات می خندیم ...به روزهای که گر...

امروز عکس تنهاییم را قاب گرفتمعکسی در ابعادسه در بی نهایت

دلمان تنگ است برای روزهای کودکی...برای برف و سرمای زمستان‌ و...

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

هیچ مزه ای نداشت آب و رنگ و شکر یخ زده ولی برای ما بچه ها مز...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط