دیشب زدم یه پشه رو کشتم. از بس خون من تو رگاش بود، حسی رو

دیشب زدم یه پشه رو کشتم. از بس خون من تو رگاش بود، حسی رو که به من دست داد به رستم موقع کشتن سهراب دست نداده بود

یه عمه دارم، خداییش خیلی آدم خوبیه، خداوکیلی حقش بود که خالم باشه!

موقع مرگ به بچه هام می گم ۱۰ میلیارد تومن گذاشتم زیرِ …
بعدش می میرم!

از بیرون برگشتم خونه
به بابام می گم بابا من برگشتم
برگشته می گه کی رفتی که حالا برگشتی؟ فکر کردم خونه ای!
بود و نبودم واسشون فرقی نمی کنه
یعنی دارم کم کم یقین پیدا می کنم بچه سر راهیم!

دختره ۹ سالش بود یه عکس در حال درس خوندن گذاشته بود زیرشم نوشته بود: درس درس درس
حالا انگار داره فزیک اتمی می خونه!

مامانم یه ظرف انگر گذاشت روی میزم من هم هی می خوردم، بعد از ۱۰ دقیقه اومد بردش!
پرسیدم چرا می بری؟
گفت یادمرفته بود بشورمش!
امنیت جانی ندارم من تو این خونه
دیدگاه ها (۳)

یه نفر تعریف میکرد :سر سفره شام بودیم برا بابام اس اومدﮔﻔﺖ :...

از بس ایرانسل پیامک پیشواز فرستاده و من نگرفتم پیام داده :مش...

پیام دخترا به علیرضا حقیقی..علی جون فک کنم بدرد هم نمیخوریم....

لطفا با دقت بخوانید چون مهم استاگه شما غذا در یخچال خونتون د...

ᴘᴀʀᴛ ۲۹ | یه اتفاق کوچک، یه حس بزرگاز اون روز به بعد...آرا ک...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

⋆ ───────── ☾ ───────── ⋆✞ red lips, dark soul ✞⋆ ───────── ...

😂❤️بچه‌ها یه چیزی رو جدیِ شوخی بگم...واقعاً ما همدیگه رو نمی...

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط