«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
"ویو دان بی"
صبح با صدای آلارم گوشی از خواب جیگیلیم دل کندم...
بلند شدم رفتم WC و بعد شستن صورت و مسواک زدن و انجام روتین پوستیم رفتم تا لباسم رو عوض کنم....
چون هوا گرم بود یک تاپ و شلوارک لیمویی(میزارم)پوشیدم و با شونه زدن موهام و زدن تینت گوشیم رو برداشتم با دمپایی هام از اتاق خارج شدم...
داشتم از پله ها پایین میرفتم که یهو صدای پدرم رو شنیدم....
داشت از اتاق مشترکش با مامان میومد....کنجکاو شدم اما بیخیال فضولی شدم...
رفتم پایین و تا دیدم میز صبحونه امادس و اون الدنگ(پسرم تهیونگ)نیست سریع به سمت میز هجوم اوردم....
تا تونستم خوردم و بعد صبحونه رفتم رو کاناپه و لش کردم...
گوشیم رو باز کردم که....
ادامه دارد.....💎
اسلاید دوم لباس خونه دان بی🌙
"ویو دان بی"
صبح با صدای آلارم گوشی از خواب جیگیلیم دل کندم...
بلند شدم رفتم WC و بعد شستن صورت و مسواک زدن و انجام روتین پوستیم رفتم تا لباسم رو عوض کنم....
چون هوا گرم بود یک تاپ و شلوارک لیمویی(میزارم)پوشیدم و با شونه زدن موهام و زدن تینت گوشیم رو برداشتم با دمپایی هام از اتاق خارج شدم...
داشتم از پله ها پایین میرفتم که یهو صدای پدرم رو شنیدم....
داشت از اتاق مشترکش با مامان میومد....کنجکاو شدم اما بیخیال فضولی شدم...
رفتم پایین و تا دیدم میز صبحونه امادس و اون الدنگ(پسرم تهیونگ)نیست سریع به سمت میز هجوم اوردم....
تا تونستم خوردم و بعد صبحونه رفتم رو کاناپه و لش کردم...
گوشیم رو باز کردم که....
ادامه دارد.....💎
اسلاید دوم لباس خونه دان بی🌙
- ۳۲۲
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط