تنت را می بری هر شب به یک آغوشِ اجباری؟

تنت را می بری هر شب به یک آغوشِ اجباری؟
تو هم مانند من با قرصِ خوابت باز بیداری؟؟

گریزانی ز هم آغوشی و هم بستری آیا؟؟؟
چو آهویی تو در چنگال شیری نر گرفتاری؟

طنابی تنگ تر آیا ز آغوشش تو هم دیدی؟
تو هم مانند من آیا سزاوارِ سرِ داری؟؟

لبت از اضطرابِ بوسه ای تب دار یخ کرده؟؟
لبت را می گذاری بر لبش از روی ناچاری؟؟

شده کابوسِ هر روزت، مرورِ نقشه ی شومی
که یکشب شیرِ گازِ خانه ات را باز بگذاری؟؟

تصوّر کرده ای گاهی همین پایانِ درد آور
همین پایان شَرَف دارد ، به یک تکرارِ تکراری

وَ باز امشب شدم دعوت به یک آغوشِ اجباری
بیاور قرص هایم را، تمامش می‌کنم آری ...
دیدگاه ها (۶)

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

From Hatred to My Love

درگیر عشق تو...

" دوستت دارم " یک عبارت بی روح نیست... قرص مسکن است برای تو....

"#دوستت_دارم" یک عبارت بی روح نیست .. قرص مسکن است برای تو....

"#دوستت_دارم" یک عبارت بی روح نیست .. قرص مسکن است برای تو....

."#دوستت_دارم" یک عبارت بی روح نیست .. قرص مسکن است برای #ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط