از نگفته‌ها، از نسروده‌ها پُرَم؛

از نگفته‌ها، از نسروده‌ها پُرَم؛
از اندیشه‌های ناشناخته و
اشعاری که بدان‌ها نیندیشیده‌ام.
عقده‌ی اشکِ من دردِ پُری
دردِ سرشاری‌ست.
و باقیِ ناگفته‌ها سکوت نیست، ناله‌یی‌ست.

با این همه به زندانِ من بیا که تنها دریچه‌اش به حیاطِ دیوانه‌خانه می‌گشاید.

ما در ظلمت ایم
بدان خاطر که کسی به عشقِ ما نسوخت،

ما تنهاییم
چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند...

احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

در صداقت عمقی است که در دریا نیستو در سادگی بلندایی است که د...

‍ ‍ هنر عشق در پیوند تفاوت هاستو‌معجزه اش نادیده گرفتن کمبود...

مولانا گفت که این خانه دل پر همه نقشست چراگفتم این عکس تو اس...

زندگی،گرمی دلهای به هم پیوسته است.تا در آن دوست نباشد،همه در...

از نگفته‌ها، از نسروده‌ها پُرَماز اندیشه‌های ناشناخته واشعار...

از نگفته‌ها، از نسروده‌ها پُرَم؛از اندیشه‌های ناشناخته واشعا...

از نگفته‌ها، از نسروده‌ها پُرَم؛از اندیشه‌های ناشناخته واشعا...

ما در ظلمت‌ایمبدان خاطر که کسی به عشق ما نسوختما تنهاییمچرا ...

مرغ آمین درد آلودی است کاواره بمانده رفته تا آنسوی این بیداد...

مرغ آمین درد آلودی است کاواره بمانده رفته تا آنسوی این بیداد...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط