𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘
𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘
سایـہ و وسوسـہ
𝐏𝐚𝐫𝐭 4
| 2021 فلش بک |
برای یاد اوری علامت جونگکوک+
علامت لیویا_
+ پدر ؟
پ ج : بله ؟
+میشه امروز با یانگسو برم تا جایی؟ خودش ازم خواسته
پ ج : قراره به تصمیم من احترام بزاری دیگه؟
+حتما همینطوره که ازتون اجازه گرفتم
پ ج : نه نباید بری نمیخوام تو هم قاطی کثافت کاریاش کنه
+ .. چشم پدر
اون پسره ساکت و مودب همیشه به خواسته های پدرش احترام میگذاشت. قانون اول زندگیش احترام به خواسته مادر و پدر عزیزش بود
اما هر آدمی که گداری از ته دلش خواستار چیزی هست و نمیتونه با زبانش اون رو بیان کنه
جونگکوک هم دوست داشت گاهی شیطنت کنه. با بردارش به بیرون بره و ... کلی کارهای دیگه
اما به خودش قول داده بود حداقل اون برای پدرش پسری خوب باشه و موفق هم بود
جئون جونگکوک فرزند جئون یانگسو شده بود سوگلی عمارت ، عزیز دوردانه مادر و همچنین جانشین پدر
قطعا طبیعیه یک پدر اون هم در موقعیت جئون یانگسو باید برای !... خودش یک جانشنین بجا میگذاشت
فقط اون خانواده و اهل عمارت از کارهای نامعقول پسره بزرگتر .. اون خانه خبر داشتند
کارهایی که حتی مادرش رو به مرض سکته میرسوند و حرفهایی که پدر خانواده رو میسوزوند ! از جمله " وقتی جئون یانگسو
نمیتونه پسرش رو کنترل کنه ، چطور قراره وزیر این کشور باشه؟
برای یک مرد یا حتی پدر برای کسی که جایگاهی مهم داشت و مردم روی اون حساب میکردن هضم این حرفها سخت بود. خیلی ... سخت
پ.ج: خودت هم میدونی پسر دلیل منطقی دارم چون نمیخوام پسری مثل تورو در موقعیتی که حالا برادرت هست ببینم. خواه یا ناخواسته ممكنه جوی که توش هستی روت اثر بذاره
+ بله پدر ممنونم که بفکر من هستید. من با حرفهای شما مخالفت نمیکنم.. هرگز
| پایان فلش بک |
زمان حال
وقتی به خاطره های گذشتش فکر میکرد خندش میگرفت با
خودش میگفت
"جئون" یانگسو.. دیدی سوگلیت هم به گوه کشیده شد..؟ "
... اما مگه تقصیر من بود..؟ آره شاید تقصیر من بوده
شاید باید بیشتر به حرفت گوش میکردم؟
.... شاید... شاید. شاید
... و شایدهایی که حالا هیچ فایده ای ندارن
زمان گذشته که نمیشه بهش رجوع کرد پس حداقل باید سعی کرد آینده رو جوری گذروند که ایکاشی باقی نمونه
همچنان پا روی پا انداخته بود و به هیاهوی اطرافش توجهی ... نداشت
جناب جئون ؟ *
جونگکوک پوزخندی به لبهاش نشست و رو به زیر دستش "جانگ گفت
+ هوم ...جناب جئون.... پدرم رو به این اسم صدا میزدن
ناگهان پوزخند عمیق صورتش جاش رو به صورتی خنثی ولی مملو از عصبانیت داد
+ دیگه به این اسم صدام نکن
... همون آقا خوبه
* چشم.. معذرت میخوام
معذرت خواهی
دقیقا چیزی بود که جونگکوک درکش نمیکرد مگه میشه هرکاری که دلت میخواد بکنی. هر آسیب یا ضرری بزنی و بعد با یه معذرت خواهی همه چیز رو پاک کنی ؟
اگر اشتباهی ورقه ای سفید و تمیز رو خودکاری کنیم... میتونیم ازش عذر بخوایم و برگه اش رو دوباره تمیز و سفید کنیم؟
خب قطعا نه ! مطمئنن جای خودکار هر چقدر هم که تمیز کنی آثاری ازش باقی میمونه
.. پس .. معذرت خواهی به درد لای جرز دیوار هم نمیخوره من
هیچقوت کسی که ازم عذر بخواد رو نمیبخشم
+ خب چیکارم داشتی جانگ
*پسری که توی بار ازتون باخته بودن باهاتون کار دارن
+اینجاست؟
*اوه نه زنگ زدن و خب شمارتون رو از توی همون بار پیدا
کردن.. مثل اینکه هر کاری کرد ادرس رو ندادن
+ هوم کار خوبی کردن چون اگه اینکارو میکردن زنده مردشون رو یکی میکردم
... و چشمکی نثارش کرد
+ بگو به خودت حرفاشو بزنه نمیخوام وقت عزیزم رو با شنیدن
صدای یه آدم بی ارزش هدر بدم
* چشم
هر کسی ندونه خوده جونگکوک میدونست چقدر به جانگ اعتماد اداره
تقریبا از همون زمانی که زندگیش رو از خانوادش جدا کرد .. زیر دستش بود
و سهم اون بیچاره از همون ابتدا بدخلقی و گند اخلاقی بود چون جئون تصمیم گرفته بود به کل عوض بشه
ولی اون هنوزم اون پسره خوب گذشته بود. فقط تظاهر به عوضی بودن میکرد و دلش هنوز هم با کوچیکترین چیز به لرز میومد خدا میدونه بعد از مرگ هر کدوم از اون هرزه ها تا چقدر عذاب .. وجدان داشت
اما اون با خودش کنار اومده و حالا بنظر میرسه واقعا به درجه بالایی از سنگ دلی میرسه چون لازمه ی گرگ بودن چنگالهای تیز او دلی بی رحمه
اگر گرگ برای شکارهاش دل میسوزوند .. همیشه گشنه میموند
لیویا ويو
... از آینه به صورت بی روحش نگاهی انداخت چند وقت بود که آرایش نکرده ؟
یا چند وقت بود که از قرصای ضد افسردگیش استفاده نکرده...؟
..
سایـہ و وسوسـہ
𝐏𝐚𝐫𝐭 4
| 2021 فلش بک |
برای یاد اوری علامت جونگکوک+
علامت لیویا_
+ پدر ؟
پ ج : بله ؟
+میشه امروز با یانگسو برم تا جایی؟ خودش ازم خواسته
پ ج : قراره به تصمیم من احترام بزاری دیگه؟
+حتما همینطوره که ازتون اجازه گرفتم
پ ج : نه نباید بری نمیخوام تو هم قاطی کثافت کاریاش کنه
+ .. چشم پدر
اون پسره ساکت و مودب همیشه به خواسته های پدرش احترام میگذاشت. قانون اول زندگیش احترام به خواسته مادر و پدر عزیزش بود
اما هر آدمی که گداری از ته دلش خواستار چیزی هست و نمیتونه با زبانش اون رو بیان کنه
جونگکوک هم دوست داشت گاهی شیطنت کنه. با بردارش به بیرون بره و ... کلی کارهای دیگه
اما به خودش قول داده بود حداقل اون برای پدرش پسری خوب باشه و موفق هم بود
جئون جونگکوک فرزند جئون یانگسو شده بود سوگلی عمارت ، عزیز دوردانه مادر و همچنین جانشین پدر
قطعا طبیعیه یک پدر اون هم در موقعیت جئون یانگسو باید برای !... خودش یک جانشنین بجا میگذاشت
فقط اون خانواده و اهل عمارت از کارهای نامعقول پسره بزرگتر .. اون خانه خبر داشتند
کارهایی که حتی مادرش رو به مرض سکته میرسوند و حرفهایی که پدر خانواده رو میسوزوند ! از جمله " وقتی جئون یانگسو
نمیتونه پسرش رو کنترل کنه ، چطور قراره وزیر این کشور باشه؟
برای یک مرد یا حتی پدر برای کسی که جایگاهی مهم داشت و مردم روی اون حساب میکردن هضم این حرفها سخت بود. خیلی ... سخت
پ.ج: خودت هم میدونی پسر دلیل منطقی دارم چون نمیخوام پسری مثل تورو در موقعیتی که حالا برادرت هست ببینم. خواه یا ناخواسته ممكنه جوی که توش هستی روت اثر بذاره
+ بله پدر ممنونم که بفکر من هستید. من با حرفهای شما مخالفت نمیکنم.. هرگز
| پایان فلش بک |
زمان حال
وقتی به خاطره های گذشتش فکر میکرد خندش میگرفت با
خودش میگفت
"جئون" یانگسو.. دیدی سوگلیت هم به گوه کشیده شد..؟ "
... اما مگه تقصیر من بود..؟ آره شاید تقصیر من بوده
شاید باید بیشتر به حرفت گوش میکردم؟
.... شاید... شاید. شاید
... و شایدهایی که حالا هیچ فایده ای ندارن
زمان گذشته که نمیشه بهش رجوع کرد پس حداقل باید سعی کرد آینده رو جوری گذروند که ایکاشی باقی نمونه
همچنان پا روی پا انداخته بود و به هیاهوی اطرافش توجهی ... نداشت
جناب جئون ؟ *
جونگکوک پوزخندی به لبهاش نشست و رو به زیر دستش "جانگ گفت
+ هوم ...جناب جئون.... پدرم رو به این اسم صدا میزدن
ناگهان پوزخند عمیق صورتش جاش رو به صورتی خنثی ولی مملو از عصبانیت داد
+ دیگه به این اسم صدام نکن
... همون آقا خوبه
* چشم.. معذرت میخوام
معذرت خواهی
دقیقا چیزی بود که جونگکوک درکش نمیکرد مگه میشه هرکاری که دلت میخواد بکنی. هر آسیب یا ضرری بزنی و بعد با یه معذرت خواهی همه چیز رو پاک کنی ؟
اگر اشتباهی ورقه ای سفید و تمیز رو خودکاری کنیم... میتونیم ازش عذر بخوایم و برگه اش رو دوباره تمیز و سفید کنیم؟
خب قطعا نه ! مطمئنن جای خودکار هر چقدر هم که تمیز کنی آثاری ازش باقی میمونه
.. پس .. معذرت خواهی به درد لای جرز دیوار هم نمیخوره من
هیچقوت کسی که ازم عذر بخواد رو نمیبخشم
+ خب چیکارم داشتی جانگ
*پسری که توی بار ازتون باخته بودن باهاتون کار دارن
+اینجاست؟
*اوه نه زنگ زدن و خب شمارتون رو از توی همون بار پیدا
کردن.. مثل اینکه هر کاری کرد ادرس رو ندادن
+ هوم کار خوبی کردن چون اگه اینکارو میکردن زنده مردشون رو یکی میکردم
... و چشمکی نثارش کرد
+ بگو به خودت حرفاشو بزنه نمیخوام وقت عزیزم رو با شنیدن
صدای یه آدم بی ارزش هدر بدم
* چشم
هر کسی ندونه خوده جونگکوک میدونست چقدر به جانگ اعتماد اداره
تقریبا از همون زمانی که زندگیش رو از خانوادش جدا کرد .. زیر دستش بود
و سهم اون بیچاره از همون ابتدا بدخلقی و گند اخلاقی بود چون جئون تصمیم گرفته بود به کل عوض بشه
ولی اون هنوزم اون پسره خوب گذشته بود. فقط تظاهر به عوضی بودن میکرد و دلش هنوز هم با کوچیکترین چیز به لرز میومد خدا میدونه بعد از مرگ هر کدوم از اون هرزه ها تا چقدر عذاب .. وجدان داشت
اما اون با خودش کنار اومده و حالا بنظر میرسه واقعا به درجه بالایی از سنگ دلی میرسه چون لازمه ی گرگ بودن چنگالهای تیز او دلی بی رحمه
اگر گرگ برای شکارهاش دل میسوزوند .. همیشه گشنه میموند
لیویا ويو
... از آینه به صورت بی روحش نگاهی انداخت چند وقت بود که آرایش نکرده ؟
یا چند وقت بود که از قرصای ضد افسردگیش استفاده نکرده...؟
..
- ۱۷.۸k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط