دیشب گرسنه بود دختری که مرد! چه آسان به خاک پس دادیمش.. و

دیشب گرسنه بود دختری که مرد! چه آسان به خاک پس دادیمش.. و چه دردناکتر از مرگ او داستان مادرش که برای خریدن قرص نانی تن به هرزگی داد آنهم نه از روی هوس بلکه از اجبار همسایه اش که زیارتش قبول.. حج رفته بود! “تــنـــــــهای دوم”
دیدگاه ها (۴)

اون با ←یارش→ من با ✘یادش✘!؟نه عمو اون با ♡یارش♡من با ✓رفیق ...

ﺣِﺴﺎﺑﯽ ﻣَﻨـــﻮ ﺩﻭﺭ ﺑِﺰﻥﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﺳَﺮﺗــــ ﮔﯿﺞ ﺭَﻓﺖﻣﯿُﻔﺘـــﯽ ﺟِـ...

↔ﺍﻭﻧـــــــﯽ ﮐــــِـــﻪ ﻭﻗــــﺘـــــﯽ ﺑـــــﺎ ﻣــــن ﺳــﺮﺩ ﺑ...

برو..

سر سطر بنویس … جوانها در زندان …دختران حامله ، مادران دق مرگ...

"  𝐓𝐡𝐫𝐨𝐧𝐞  𝐎𝐟  𝐒𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭𝐬  ""  𝐏𝐚𝐫𝐭  𝟐  𖢇᭄  "──────────────────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط