صداش بزنم

صداش بزنم

بگه بله
بگم بله و بلا
بخنده بگه جونم عزیزم
بگم هیچی دیگه
بگه فدات شم بگو دیگه لوس نشو
بگم نمیخوام نمیگم
بگه باشه ، میخواستم بهت یه چیزی بگم
پس دیگه نگم حالا
بگم چی ؟
بگه نه دیگه .. نمیگم
صداش بزنم عاشقانه
بگه نچ امکان نداره بگم
مظلومانه نگاش کنم بگه
اونجوری نگام نکنا ، تا تو باشی میگم جونم بگی حرفتو
گازش بگیرم بگم میگی یا نه
بگه فسقلی هیچی فقط خواستم حرصتو درارم
خندم بگیره نیشگونش بگیرم بگم
میدونی چی میخواستم بگم ؟
بگه نه نگفتی که جونم بگو
بگم هیچی ‍‍‍‍‍، تا تو باشی کنجکاویمو تحریک نکنی
زبون درازی ... فرار
دیدگاه ها (۶۰)

اینم مهربون ترین پسمل خاله ای که تا حالا دیدم دوسش دالم زیاا...

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻣﺶ !ﺍﺯ ﺑﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻠـــــــﻨﺪ ...ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺗﺎ ﺩﻋــــــــﺎ ....

بچه ها احمد و لایکش کنین اون پروفش و ول کرده این و درست کرده...

اینم اتد و کتاب کار ریاضیم با هم همین الان یهویی....الکی مثل...

ازدواج اجباری part: ۱۱ ویو "نویسندتون" کوک و ملودی رفتن داخل...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

رمان تو خود منی

پارت 10دوست دختر کوچولوی من همون لحظه تو خوابگاه گروه مطالعه...

بفرمایید این هم از پارت ۵ رومان رویا دنبال کن تا بقیه رمان و...

#رد_خون_و_بوسه7لارا:بعد برسیه لوییز رفتم بخش اورژانس که شخص ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط