𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²

𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
part:¹³

«تهیونگ»
داشت بم غر میزد که چرا بهش گفتم کسی که دوسش دارم
ولی من ا.ت و دوست ندارم
عاشقشم نیستم
من خالصانه ا.ت و میپرستم
سر یه لجبازی کوفتی هرچی بینمون بود و بهم زدم
حواسش بم نبود که سمتش رفتم و لبمو رو لبش گذاشتم»

------------

«ا.ت»

«حرفم با گرمای لبش روی لبمم قطع شد متعجب بودم!
انگار اون لحظه بدنم قفل شده بود
حتا توان اینکه هلشم بدم رو نداشتم
و اون؟
بدون توجه به من بوسشو عمیق تر میکرد
انگار تشنه به لبام بود
ازشون دست نمیکشید
بعد چند دقیقه ازم جدا شد و با خنده نگاهم کرد»

ا.ت:تو..تو الان چیکار کردی؟

تهیونگ:نمیتونم ببوسمت؟
یجوری خجالت میکشی انگار بار اوله(خنده)
ما کارای بدتر از اینم کردیم(زیرلب،نیشخند)

ا.ت:تو..تو اجازه ندا..‌.

تهیونگ:استراحت کن بعدا میام سراغت اگه یکم دیگه پیشت بمونم لیسا سر به تنم نمیزاره
فعلا عزیزم«بدون اینکه منتظر جوابم بمونه رفت سمت در»

ا.ت:تهیونگ(بلند)

تهیونگ:جانم؟

ا.ت:من..من...

تهیونگ:الان حالت خوب نیست بعدا باهم حرف میزنیم
مراقبت کن نمیخوام دیگه چیزیت بشه
فعلا

---------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★

#مجنون #فیک #فیک‌بی‌تی‌اس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
دیدگاه ها (۶)

𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²part¹²:«ا.ت»توی اتاق بودم،بهم گفتن اولین ملاقاتی دا...

𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²part¹¹:«تهیونگ»تهیونگ: ک..کی میتونیم ببینیمش؟دکتر:و...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟨از زبان ا/ت : بابا و مامان رفتن و خوا...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟤از زبان تهیونگ :حس کردم داره تکون میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط