مرد مست به خانه آمد

مرد مست به خانه آمد
آنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خیلی علاقه داشت راندیدوبه گلدان خوردوگلدان شکست
پیش خودش گفت حتمازنم فرداواسه گلدون کلی دادوبیدادمیکنه همونجاخوابش بردصبح که ازخواب بیدارشد یادداشتی راروی یخچال دید:عزیزم صبحونه موردعلاقتوروی میزچیدم الانم رفتم بیرون تابرای ناهارموردعلاقت چنتاچیزبخرم دوست دارم عشقم”
مردباتعجب ازپسرش پرسید این یادداشت چیه چرامامانت ناراحت نشده
پسر گفت دیشب که مست بودی مامان بغلت کرد بذارتت روتخت توعالم مستی گفتی خانم به من دست نزن من متاهلم...
”بسلامتی همچین مردایی”
دیدگاه ها (۱)

داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر یه عکس از خودش بذا...

پسره پست گذاشته:یه دوست دختر هم نداریم بهش خیانت کنیم!خب عزی...

دختری جون؛پسری که عرضه نداره اخمتو باز کنه...مطمعن باش نمیتو...

یک لحظه زندگی تو از دست می رودوقتی کسی که هستی ِ تو هست می ر...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

قشنگ ترین پستی بوده که تاحالا خوندم .فقط بخون.........بیخیال...

قشنگ ترین پستی بوده که تاحالا خوندم .فقط بخون.........بیخیال...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمد آنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط