رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐
(پׄـ꩜ـارت بــیــׄ ۪۪ ـꨭ᪤ـســت و پــنــྀིྀـجـم)
کای سکوت کرد، اما این سکوت مثل آرامش نبود.
مثل وقتی بود که کسی قبل از ضربه، نفسش رو نگه می‌داره.
بعد کای آروم—خیلی آروم—گفت: «اون‌وقت… مسئولیتش با منه.»
سو-مین برای یک لحظه چشم‌هاش رو بازتر کرد. انگار انتظار نداشت این جمله این‌قدر ساده، اما این‌قدر محکم از دهن کای دربیاد.
پوزخندش دوباره برگشت، ولی این بار روی لبش ننشسته بود؛ فقط می‌خواست خودش رو نجات بده.
گفت:«مسئولیت؟»
کای نگاهش رو از سو-مین برنداشت و با لحن بی‌رحمانه‌ای که انگار عصبانی نبود، بلکه قطعی بود، ادامه داد:«منظورت رو می‌فهمی. من دارم می‌گم هر اتفاقی که برای میا بیفته… پای من نوشته میشه.»
من نفسم رو بیرون دادم، اما با همون ترسِ قلوه‌ای که توی گلو گیر کرده بود.
قلبم تند می‌زد و دستم—بدون اینکه بخوام—کمی مشت شد.
سو-مین یک قدم عقب رفت، بعد دوباره جلو اومد. این بار صداش تیزتر بود:«پس تو می‌خوای جلوی من وایسی؟ حتی وقتی خودت خوب می‌دونی این “نظم جدید” مال منه؟»
کای سرش رو خیلی کم تکون داد.
نه برای موافقت… برای تموم کردن بحث.
با صدایی که یخ زده بود، گفت: «مال تو؟ نه.»
کای یک نگاه کوتاه به من انداخت—همون نگاه کوتاه، اما پر از چیزی که نمی‌تونستم اسمش رو بذارم. بعد برگشت به سو-مین و گفت:«تو فقط فکر می‌کنی می‌تونی تصمیم بگیری. ولی من “انتخاب” رو برای امروز انجام دادم.»
سو-مین در جواب چیزی نگفت.
فقط چشم‌هاش می‌درخشید؛ از خشم، از تحقیر، از این‌که کسی—بالاخره—جلویش ایستاده بود.
.
.
.
.
.
گیگیلیییی💞🫶🏻
دیدگاه ها (۰)

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(‌پـ꩜ـارت بـیـׄ ...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت بـیـׄ ۪...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت بـیــسׄ...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت بـیـׄ ۪...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط