بالاخره خنده های یک نفر باید چیزی را آب کند …

بالاخره خنده های یک نفر باید چیزی را آب کند …
یا خنده های تو قند را
یا خنده های من غم را !


آرزوهایم مثل بادبادک هایی در آسمان مغزم به این سو و آن سو میروند و من هر چه خودم را بالا میکشم نمیتوانم بگیرمشان !
دیدگاه ها (۳)

عجب حکایتیه عشق ... آویزونی گریزونه ... گریزونی آویزونه ....

دیگر تقدیر را برای نیامدنت بهانه نکن!!! مرد باش... ...

چه حس خوبیه یکی رو داشته باشی حتی وقتی که سرش شلوغه یهو برگر...

به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری،ولی دیگه مال تو نیست...!!!

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

برندسازی جهشی و شهرت سازی آسانسوری

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

پارت ۲۱ 🖤جیمین کنار پنجره ایستاد و چند لحظه به بیرون خیره شد...

پارت ۱۹ 🖤مین‌سو لبخند کوتاهی زد.— «قبل از اینکه بترسی، فقط م...

↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط