ما آدمِ رها کردنیم،

ما آدمِ رها کردنیم،
آدمِ تا نیمه یِ راه اومدن و جا زدن...
درست مثلِ موجی که یه ماهی رو اسیرِ خودش میکنه و
اونقدر با خودش میارتش تا به ساحل برسه و

بعد رهاش میکنه و میره جایی که موجایِ بزرگتر باشن و ماهی های بیشتر....


ما آدمِ به هزار و یک دلیل نموندنیم،


آدمِ تنها گذاشتن و دل کَندَن،
ما آدمِ امروزیم
دَمدَمی
خسته
شایدم بی رَحم.
دیدگاه ها (۱)

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

ما آدمِ رها کردنیم،آدمِ تا نیمه یِ راه اومدن و جا زدن...درست...

ما آدمِ رها کردنیمآدمِ تا نیمه یِ راه اومدن و جا زدن...درست ...

ما آدمِ رها کردنیم ، آدمِ تا نیمه یِ راه اومدن و جا زدن ...د...

ما آدمِ رها کردنیم

ما آدمِ رها کردنیم؛ آدمِ تا نیمه یِ راه اومدن و جا زدن ...در...

ما آدمِ رها کردنیم ، آدمِ تا نیمه یِ راه اومدن و جا زدن ...د...

ما آدمِ رها کردنیم ، آدمِ تا نیمه یِ راه اومدن و جا زدن ...د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط