-می خوای مخه منو بزنی؟فکر کردی با مخ زنی می تونی منو رام
-می خوای مخه منو بزنی؟فکر کردی با مخ زنی می تونی منو رام کنی
فاصله کمی بینشون بود دختر یا تمام جرعتش گفت
+هه..چرا اونوقت تو کی هستی که من مختو بزنم
پسر فاصله رو کم کرد و با چشای خمارش به دختر زل زدو گفت: که اینطور..پس چرا هر دیقه که میوفتادی منو نگاه می کردی؟ چرا اسمم رو گذاشتی موچی کاکائویی؟ برای چی مینجی گفت عشقت؟
+خیلی بده فال گوش وای میستی
-(با سکوت خیره شده به دختر)
+خب..چون من وقتی بچه بودم عاشقه ماچی بودم و آرزو داشتم با ی موچی ازدواج کنم و تو اون موچی رویا های منی
پسر آروم آروم نزدیک دختر شد و فاصله بینشون رو ب صفر رسوند و بوسه نرمی رو شروع کرد بعد از چند دیقه جدا شد و گفت
-موچی توت فرنگی من میشی
+بله آقای موچی کاکائویی
(چند ماه بعد)
یجی داشت با مینجی صحبت می کرد که تلفنش زنگ خورد و شخصی که زنگ زده کشی نبود جز
(موچی کوشولو )
+اوه ی لحظه
+سلام موچی کوشولو ی من
-سلام موچی گوگولیه من
-میای امشب بریم شام بیرون و بعد سوجو بخوریم
+چجوری تو کاریت به اینا نباشه میای
+ارههههه
تامام🐣
فاصله کمی بینشون بود دختر یا تمام جرعتش گفت
+هه..چرا اونوقت تو کی هستی که من مختو بزنم
پسر فاصله رو کم کرد و با چشای خمارش به دختر زل زدو گفت: که اینطور..پس چرا هر دیقه که میوفتادی منو نگاه می کردی؟ چرا اسمم رو گذاشتی موچی کاکائویی؟ برای چی مینجی گفت عشقت؟
+خیلی بده فال گوش وای میستی
-(با سکوت خیره شده به دختر)
+خب..چون من وقتی بچه بودم عاشقه ماچی بودم و آرزو داشتم با ی موچی ازدواج کنم و تو اون موچی رویا های منی
پسر آروم آروم نزدیک دختر شد و فاصله بینشون رو ب صفر رسوند و بوسه نرمی رو شروع کرد بعد از چند دیقه جدا شد و گفت
-موچی توت فرنگی من میشی
+بله آقای موچی کاکائویی
(چند ماه بعد)
یجی داشت با مینجی صحبت می کرد که تلفنش زنگ خورد و شخصی که زنگ زده کشی نبود جز
(موچی کوشولو )
+اوه ی لحظه
+سلام موچی کوشولو ی من
-سلام موچی گوگولیه من
-میای امشب بریم شام بیرون و بعد سوجو بخوریم
+چجوری تو کاریت به اینا نباشه میای
+ارههههه
تامام🐣
- ۸.۶k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط