خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجتمونو بگیریم یه زنه هم

خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجتمونو بگیریم یه زنه هم اومد شمعشو پیش شمعای من روشن کرد,بعد شمعش افتاد رو شمعای من حاجتا قاطی شد الان حالت تهوع بهم دس داده :|
دیدگاه ها (۲)

رومان عشق پنهانی (پارت8)

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:74☆ویو یونجون:از فرودگاه خبر ...

رومان عشق پنهانی (پارت4)

کپشن مهمه کاوایی ها

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط