قبل از اینکه فیک شروع کنم میخوام کمی دربارش بگم

قبل از اینکه فیک شروع کنم میخوام کمی دربارش بگم
[روزی روزگاری یه پسره بود که عاشق یه دختره بود دختره هم خیلی پسره رو دوست داشت اونا باهم قرار ازدواج گذاشتن ولی پدر دختره اجازه نمیده و ازهم جداشون میکنه و دختره مجبور میشه با یه نفر دیگه ازدواج کنه پسره هم میره با یه دختر دیگه ازدواج میکنه و بعد از یک سال بچه دار میشن و بعد از ده سال مرده به زنه خیانت میکنه زنه هم میره و مرده سریع با اون زنی که به زن خودش خیانت کرده بود ازدواج میکنه و باز هم بعد از یک سال صاحب دوقلو یک پسر و یک دختر میشن و پسره هم دوباره این زنه رو طلاق میده و بعد از مدتی عشق اولشو میبینه که اوهم شوهرش ولش کرده](سه تا بچه پیش پدرشون بزرگ میشن) شاید زیاد موضوعش الان جالب نباشه ولی خود فیکو بخونید جالب میشه

(ترکیبی از فیلم ترکی و هندی😂)
ولی این درباره گذشتست
دیدگاه ها (۶۰)

¹ا/تانتقالی گرفته بودم به مدرسه جدید امروز اولین روزی بود که...

²جونگکوک اومد سمتم کوک: میبینم موش اب کشیده شدی پس به من نه ...

میدونم زیاد بود ولی امیدوام خوشتون اومده باشه حتما نظرتون تو...

اخر

داشتم یه خواب میدیدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط